روز آخر؛ تابستون آخر
با یک نظر
انگار همین دیروز بود که درباره آخرین بهار دههی هشتاد مینوشتم! تا این حد زود گذشته برام. حالا نوبت آخرین تابستون این دههست.
نمیدونم چرا زمان اینقدر زود میگذره برام. معمولاً وقتی مشغول خوشگذرونی باشی زمان برات زود میگذره. ولی وقتی به این سه ماه تابستون که با این سرعت گذشته نگاه میکنم میبینم زیاد هم خوش نگذشته و سراسر کار و کار و کار بوده! نه اینکه کار چیز بدی باشه و بد بگذره؛ اما خب، شاید چیزای بهتری هم واسه گذروندن وقت وجود داشته باشه که اقلاً وقت اینقدر سریع نگذره.
به هر حال تابستونم تموم شد تا با سرعت بیشتری به سمت سال دیگه بریم و شاهد پایان یه دهه دیگه باشم.
لطفاً قدر بدون این لحظات رو.




[...] داشتم به این تنیجه میرسیدم که مث اینجا و اینجا فقط اشارهای به روز آخر پاییز ۸۹ که یلدا هم هست بکنم و [...]
شب یلدا و «شادگویی شبانه» | گذر زمان
۲۹ آذر ۸۹ در ۱۹:۳۴