گذر زمان

روزنگار امیروفسکی

Archive for the ‘اینترنت’ Category

تجربه روزانه از وضع این روزهای اینترنت

without comments

آب، برق، گاز، تلفن، حمل و نقل عمومی و سایر امکانات مشابه، از نیازهای اولیه‌ای هستند که تمام دولت‌ها موظفند در اختیار شهروندان قرار دهند. حتی چنانچه شهرها و روستاهای دورافتاده ای باشند که از این امکانات اولیه بی‌بهره هستند، وظیفه‌ی دولت است این امکانات را در سریعترین زمان در اختیار مردمان آن مناطق هم قرار دهد. این را قبول دارید؟

اینترنت هم همینطور است. با توجه به نفوذ اینترنت در زندگی روزمره‌ی مردم، سرعت بخشیدن به امور و کاهش هزینه‌های جامعه و دولت، نمی‌توان اینترنت را چیزی غیر از یک نیاز ضروری برای شهروندان در نظر گرفت.

اما متاسفانه این تفکر هنوز در بین کاربران جا نیفتاده است. وضعیتی که اینترنت در ایران دارد، در مقایسه با وضع اینترنت در سایر کشورهای دنیا اسف بار است. نه سرعت اینترنت قطره‌چکانی ایران قابل مقایسه با اینترنت جهانی‌ست؛ نه هزینه‌ای که کاربران برای دسترسی به همین اینترنت پرداخت می‌کنند عادلانه است؛ و نه وضعیت سانسور آن بعد از چند سال به یک وضعیت نرمال رسیده است.

شب گذشته حوالی ساعت ۱۱ به ناگاه اینترنت متحول شد. کند شدن شدید اینترنت اتفاق تازه‌ای نیست، اما دیشب دسترسی کلیه کاربران داخل کشور به اینترنت و پروتکل‌های امن، قطع شد. امکان دسترسی به ایمیل (جی‌میل و یاهو) وجود نداشت. تمامی سایت هایی که از SSL بهره می بردند از دسترس خارج شدند. این وضعیت نزدیک به ۲۱ ساعت ادامه داشت و حوالی ساعت ۸ امشب وضعیت کمی قابل تحمل شد.

تصور کنید در این ۲۱ ساعت مردم به خاطر عدم دسترسی به ایمیل هایشان چه خسارتی متحمل شدند؛ صاحبان وبسایت ها و وبلاگ ها چه ضررهایی که نکردند؛ و از همه مهمتر بانک ها که اقتصاد مملکت به آنها وابسته است، متحمل چه زیان هایی شدند.

من و بسیاری از کاربران بی‌گناه اینترنت کاری به دلیل این اوضاع نداریم. هر چند که دلایلی که به ظاهر بسیار منطقی هم به نظر برسند، نهایتاً مجوزی برای به وجود آوردن چنین اوضاع افتضاحی برای کاربران نیستند.

متاسفانه اما هیچ جایی برای شکایت از این وضعیت به کاربران میلیونی اینترنت ایران مشخص نشده است. کاربران مجبورند این ساعت‌ها را (که در ماه‌های اخیر کم هم پیش نمی‌آیند) به حیرانی و کلافگی بگذرانند و دم نیاورند. انگار نه انگار که اینترنت یکی از حقوق اولیه‌شان است!

نوشته شده توسط امیروفسکی

۱ اسفند ۱۳۹۰ | ۲۳:۴۵

نارنجی و انتشار ترجمه فارسی کتاب زندگی‌نامه استیو جابز

without comments

چند روز پیش، نارنجی از یک سورپرایز برای خوانندگانش خبر داد. خوانندگان، حدسهای زیادی در رابطه با آن زدند.
تعویض قالب، عرضه اپلیکیشن موبایلی، مصاحبه با افراد خاص و … از احتمالات و حدس های جالبی بودند که از ذهن خلاق کامنتورها تراوش کرد. آنها نزدیک به ۳۰۰ کامنت زیر این مطلب گذاشتند.

از میان این همه نظر و حدس و احتمال، عده معدودی نیز این سوپرایز را به استیو جابز که در روز انتشار این مطلب ۱۲۴ روز از مرگش می گذشت، مرتبط دانستند.

حدس این عده به چیزی که قرار بود رونمایی شود، نزدیک تر بود. نارنجی روز بعد (۱۸ بهمن)، طبق قرار در ساعت ۵، سورپرایزش را نمایان کرد.

steve-jobs-farsi-cover.jpeg

ترجمه فارسی کتاب زندگی‌نامه استیو جابز، سه ماه بعد از عرضه نسخه انگلیسی، سورپرایز نارنجی برای خوانندگانش بود.

این کتاب، اولین نسخه کامل فارسی بود که توسط یک مترجم مجرب (آقای ناصر دادگستر) آماده شده و ایشان ترجیح داده اند به جای صحبت با یک ناشر و چاپ کتاب، آن را در نارنجی و به صورت رایگان منتشر کنند. این، اولین کتابی میشد که در این سطح، به صورت رایگان و البته الکترونیکی منتشر شده است.

بعد از ویرایش چند باره کتاب توسط علی اصغر هنرمند، سرانجام با توافقات انجام شده، نسخه پی دی اف کتاب، در زمان مقرر برای دانلود در نارنجی قرار گرفت.

قبل از انتشار رسمی، یک نسخه به دستم رسید و چند روزی است مشغول مطالعه این کتاب هستم. قبل از آن، چند نسخه متفرقه از فصل های ابتدایی کتاب استیو را که به فارسی ترجمه و به عنوان نمونه‌ترجمه، در سایت های مختلف منتشر شده بود، خوانده بودم. اما نسخه ای که توسط نارنجی منتشر شد، همانطور که از چند روز قبلش هم اندکی در جریان آن بودم و تعریف و تصورش شده بود، نسخه ایده آلی به نظر رسید.

متن ترجمه شده بسیار روان و سلیس است. شاید با وجود سختگیری های زیاد در ویرایش هنوز هم ایرادات تایپی داشته باشد. و البته شاید در خصوص صفحه‌بندی و انتخاب فونت هایش، میشد بهتر عمل کرد. اما متن کتاب تا اینجا که مطالعه کرده ام بسیار خوب به نظر میرسد. جملات تا سرحد امکان کوتاه و روان هستند و ایراد نگارشی بر آنها وارد نیست. احترام به خواننده در متن این کتاب، حس می‌شود. تلاشی که برای ترجمه و ویرایش آن شده را از همین کیفیت در جمله بندی و پاورقی‌های توضیحی می توان فهمید.

پس از انتشار ترجمه کتاب استیو جابز توسط نارنجی، علیرغم حمایت‌ها و تشکرها، جهت‌گیری‌ها و حتی انتقادهایی نیز در سطح بلاگستان و حتی برخی سایت‌ها دیده شد. حتی برخی، دست جنباندند که کتابی که ترجمه کرده اند را زود منتشر کنند تا روی دستشان باد نکند. اما انتشار رایگان چنین کتابی به تشنگانی که در نارنجی منتظر یک نسخه‌ی شسته و رُفته از کتاب استیو بودند، به نظر من حرکتی مثبت بود. خصوصاً که به جای دریافت اجباری وجه کتاب و حق مترجم، از خوانندگانی که کتاب را دانلود می‌کردند، خواسته شده که در صورت امکان، وجهی را برای حمایت از این حرکت بپردازند.

در خصوص بحث کپی‌رایت کتاب نیز با جادی موافقم. کتاب بدون اجازه از نویسنده و ناشر چاپ شده. البته تلاش های زیادی برای برقراری ارتباط با آنها صورت گرفته اما پاسخی دریافت نشده است. به هر شکل، من فکر می‌کنم با توجه به انتشار رایگان کتاب، مشکلی وجود ندارد چرا که کتاب اصلی در آمریکا چاپ شده و اینجا (فارغ از نظر مثبت یا منفی ناشر و نویسنده) قانونی نقض نشده است.

آگاهم که این کتاب تا به حال چندین هزار بار از نارنجی دانلود شده. برخی از دانلودکنندگان نیز اقدام به کمک مالی کرده‌اند. حتی سایت‌هایی مثل پی۳۰دانلود و میهن دانلود، با اینکه فایل کتاب را به صورت جداگانه در سرورهای خودشان قرار دادند، حداقل، با اندکی با روشن‌بینی، لینک صفحه دانلود و حمایت مالی در نارنجی را نیز در پست‌هایشان قید کردند.

نهایتاً امیدوارم این مساله، منجر به شروع یک حرکت مناسب در وب فارسی شود و علاوه بر فرهنگ سازی و ترغیب کاربران به کتاب‌خوانی، آنها را با مبانی حمایت و کمک مالی در جامعه مجازی، آشنا کند. همچنین، حالا نارنجی با این حرکت، تبدیل به مکانی مناسب برای حمایت از مترجمینِ کمتر شناخته شده و کسانی شده است که تا به حال بخاطر محدودیت‌های نشر و چاپ کتاب، اقدام به ترجمه کتابی نکرده‌اند.

در آخر، به شما توصیه می کنم، اگر این کتاب را دانلود کردید، مطالعه آن را به هیچ عنوان پشت گوش نیاندازید. این کتاب را بخوانید و به شما قول می دهم که نه یک بار، بلکه چندین بار آن را خواهید خواند. در این کتاب تنها با زندگی استیو جابز آشنا نمی شوید، بلکه از جزئیات زیادی در رابطه با روند پیشرفت آمریکا و کمپانی های بزرگی که در حال حاضر حرف اول را در دنیا میزنند نیز آگاه می شوید که دانستنش برای کسانی که این کتاب را فقط دانلود هم کرده‌اند، ضروری است.

افتتاح بلاگ رسمی گوگل به زبان فارسی

without comments

گوگل امروز از بلاگ رسمی به زبان فارسی پرده برداشت. این بلاگ برای بازتاب اخبار و فعالیت های گوگل به زبان فارسی راه اندازی شده.

googlepersianblog-amirsp-com.jpg

برای خیلی از ما جالب بود، وقتی که گوگل پلاس از زبان فارسی هم پشتیبانی کرد؛ اما اینبار ماجرا برای خیلی ها جالب تر شده. گوگل این بار وبلاگی رو به صورت رسمی و به زبان فارسی راه اندازی کرده. توی اولین پست این بلاگ که روز ۷ سپتامبر ۲۰۱۱ منتشر شده در مورد قدمت زبان فارسی و جمعیت دو درصدی کاربران فارسی اینترنت در کشورهای ایران و افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان و … صحبت شده. و در ادامه هم از فیدبک خوبی که این کاربرا داشتن گفته که همین فیدبک باعث شده گوگل کار بر روی سرویس ها و محصولات بیشتری به زبان فارسی رو شروع کنه.

از جمله این سرویس ها، گوگل پلاس، گوگل کروم و موتور جستجوی اون هستن که نسخه های مخصوص اونها به زبان فارسی هم در دسترسن. همینطور پشتیبانی از زبان فارسی در تبلت های Android که به زودی این امکان به صورت پیشفرض در بعضی از گوشی های این شرکت هم نمود پیدا خواهد کرد. اما ظاهراً گوگل قصد داره سرویسای بیشتری رو هم برای فارسی زبون ها ارائه کنه که قراره این سرویس های جدید فارسی، از طریق این وبلاگ اطلاع رسانی کنه.

هر چند که این حرکت ممکنه حرکت کوچکی به نظر بیاد؛ اما امیدوارم سایت و شرکتای بزرگ، از این حرکت تاثیر بگیرن و به زبان فارسی رو بیشتر و بیشتر اهمیت بدن. زبان فارسی پتانسیل های خوبی داره که باید بیشتر و بیشتر روشون کار بشه. و این حرکت گوگل نشون میده که فارسی زبونای اینترنت خیلی بیشتر از اونی که تصور میشد فعالیت داشتن و دارن.

بلاگستان فارسی پس از یک دهه

without comments

حال که بلاگستان فارسی یک دهه را طی کرده، می توان تصور کرد اندکی به بلوغ رسیده است. فضای آن، بعد از این سال ها، تغییرات بسیاری داشته است. ده سال گذشته و وبلاگ های بسیاری به سرعت و کیفیت تولید محتوای فارسی اینترنت رونق بخشیده اند. وبلاگ نویس های بسیاری آمده اند و ساخته اند و مانده اند و برخی هم رفته اند. تلاش های عده ای که تعدادشان هم کم نیست، کمک بسیاری به این نهال نوپا کرده است.

کم کم بلاگستان به سمت حرفه ای شدن رفته. وبلاگ های بسیاری هستند که موضوعاتی مشخص را به شکلی تخصصی پوشش می دهند. برخی هم به سمت نوشتن پست های مینیمال روی آورده اند. بعضی افراد در پی اتفاقات این چند سال اخیر، سیاسی نویسی و طنزنویسی را موضوع قرار داده اند و بعضی نیز به جای نوشتن، پادکست و رادیوهای اینترنتی را ترجیح داده اند.

بلاگ های فارسی رشد خوبی داشته اند و حرکت و پویایی در بسیاری از آنها دیده می شود. اما به نظر من هنوز هم بسیاری محدودیت ها و کمبود خلاقیت و پیاده سازی ایده های نو، مثل آفتی برای بسیاری از بلاگ ها عمل می کند. حتی آنها که طرفداران بسیاری دارند و در سال های اخیر رشد خوبی داشته اند، متاسفانه با سرعتی نامحسوس به زوال می روند. به نظر می رسد در آینده نزدیک وبلاگ های موفق تر آنهایی هستند که خلاقیت بیشتری داشته باشند و به خوبی حرکات مثبت را پیاده کنند.

اما در مقابل برخی افراد، یکی از آفات بزرگ بلاگستان را شبکه های اجتماعی می دانند. هر چند که سرویس های مختلف، تعداد زیادی از کاربران را به سمت خود جذب کرده اند، اما جذب کردن آنها از شبکه های اجتماعی، امری است که وبلاگ ها باید به آن توجه داشته باشند. مطمئناً سرویس های سوشیال مقداری از قدرت وبلاگ ها را به خود اختصاص داده اند. اما همین سرویس ها همانند یک زمین ِ آماده برداشت محصول، برای وبلاگ ها مفید هستند. وبلاگ ها باید برای شناساندن فعالیت خود، از این سرویس ها استفاده کنند. هر چند که کار آسانی نیست، اما از اینکه صرفاً این سرویس ها را مقصر نهایی دانست و نشست و زوال را دید، پر ثمر تر است.

در نهایت، امیدوارم در ابتدای دهه دوم بلاگستان، این مجموعه بزرگ تر، بالغ تر، آگاه تر و پر ثمرتر از گذشته حرکت کند. باشد که در سال های آتی، شاهد رشد و عظمت بیشتر آن باشیم و بلاگ هایی تازه و فراوان در حوزه های مختلف به آن اضافه شوند.

پانویس:
سایت رسمی روز بلاگستان فارسی
روز بلاگستان فارسی در ۱۳۸۹ (گذر زمان)
روز جهانی وبلاگ (گذر زمان)

مورد عجیب کپی‌رایت!

with 2 comments

یکی از مهمترین مسائلی که تو این مملکت حل نشده باقی مونده، کپی‌رایته. حقوق پدیدآورنده و ناشران هنوز تو این مملکت جا نیفتاده. به جرات می‌تونم بگم که تقریباً هیچ‌کس تو این ممکلت نیس که حداقل در یک موردی حقوق مادی و یا معنوی کسی رو بالا نکشیده باشه.

اما چیزی که از همه زجرآورتره اینه که محتوایی که برای اطلاع‌رسانی عمومی و افزایش آگاهی مردم تولید کنی رو بدون اجازه بازنشر کنن و با کمال وقاحت و البته با خیال راحت ازش برای خودشون پول بسازن!

قبلاً توی بازی وبلاگی نارنجی، در مورد کپی‌رایت تو وب فارسی نوشته‌م. اما اینبار می‌خوام یه کم ریشه‌ای‌تر بهش نگاه کنم.

خبرنگارا، نویسنده‌ها و وبلاگ‌نویسا، از زمان و هزینه‌هایی که برای تولید یک مطلب مفید گذاشته میشه، آگاه هستن. و اگه انسان‌های فرهیخته و درستی باشن (که اغلب هستن)، حقوق نویسنده یا نویسنده‌های نوشته‌ها رو مورد احترام قرار میدن. اما مشکل اصلی با بعضی وبلاگ‌ها و متاسفانه سایت‌ها، پورتال‌ها و خبرگذاری‌ها*ست.

من نمی‌دونم چطور یک سایت می‌تونه عنوان خبرگزاری رو به دوش بکشه و بدون توجه به قوانین کپی‌رایتی که هر فرد یا وبگاهی مشخص می‌کنه، اقدام به انتشار محتوای اون بکنه! این نشان از عمق فاجعه در زمینه‌ی کمبود فرهنگ‌سازی‌ها برای کپی‌رایته. وگرنه رعایت کردن حقوق افراد زیاد سخت نیست. به حق خود قانع بودن هم کار مشکلی به نظر نمی‌رسه.

البته وقتی می‌بینیم که اهمیت فاجعه‌ای مثل از بین رفتن دریاچه ارومیه از طرح عفاف و حجاب بیشتره، چه انتظاری میشه داشت برای اینکه یه برنامه جامع و کلی برای موردی مثل “فرهنگ کپی‌رایت” تصویب و اجرا بشه، یا حتی به جایی راه پیدا کنه برای تصویب و اجرا! اصلاً وضع راضی‌کننده‌ای نیست و امیدوارم هر چه زودتر چاره‌ای اندیشیده بشه.

* سایت های خبری که بدون اجازه، ذکر منبع و یا لینک به منبع اقدام به انتشار محتوای دیگران می‌کنن، خبرگزاری نمی‌دونم، خبرگذاری به حساب میارم..! (گذار: بن مضارع از مصدر گذاشتن)

۱۲ مارس، روز جهانی مبارزه علیه سانسور اینترنت

without comments

از زمانی که اینترنت از یک شبکه‌ی ارتباطی بزرگ به یک رسانه‌ی همگانی عظیم تبدیل شده، در کشورهای مختلف و به بهانه‌های متفاوت دستخوش سانسور و محدودیت شده است. شاید بیشتر از همه، سایت‌های مستهجن، رسانه‌های خبری، بلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی و… هر کدام به شکلی در کشورهای مختلف دنیا با قیچیِ سانسور در افتاده‌اند.

سانسور اینترنت که با نام فیلترینگ برای همه ما آشناست، در ایران به صورت رسمی از سال ۱۳۸۴ آغاز شد. در ابتدا سایت‌های مستهجن مشمول این فیلترینگ شدند و رفته‌رفته با افزایش لایه‌های فیلترینگ، تعداد سایت‌های فیلتر شده افزایش یافت.

اما این لایه‌های ضخیم در پی اتفاقاتی که طی یکی دو سال اخیر افتاد، هر بار قطورتر شد و سایت‌ها و بلاگ‌های خبری و سیاسیِ بسیاری را گرفتار کرد. شبکه‌های اجتماعی و حتی سایت‌هایی که تنها بار علمی و یا سرگرمی داشته‌اند نیز بارها دچار این فیلترینگ شدند. به طوری که برخی از آنها نیز تا به امروز هم فیلتر هستند!

شاید از نظر حکومت سانسور بسیاری از این سایت‌ها براساس قانون صحیح بوده و به درستی انجام شده، اما همه آگاهیم که سایت‌ها، بلاگ‌ها و سرویس‌های اینترنتی بسیاری هستند که به اشتباه فیلتر شده و از ایران در دسترس نیستند. به همین منظور لازم است مدیریت فیلترینگ حداقل با هوشمندی بیشتری به بررسی صفحات فیلتر شده بپردازد تا مردم را از استفاده از آنها محروم نکنند.

امروز ۱۲ مارس (۲۱ اسفند) را روز جهانی مبارزه علیه سانسور اینترنت قرار داده‌اند. به همین مناسبت سایتی با عنوان World day against cyber-censorship که وابسته به سازمان روزنامه‌نگاران بدون مرز است، با ارائه آمار و اطلاعاتی در خصوص فیلترینگ و ابعاد آن در کشورهای جهان، به پایگاهی برای مبارزه با فیلترینگ ناصحیح تبدیل شده است.

 

لازم به ذکر است، با توجه به آمار و اطلاعاتی که در این سایت منتشر شده، متاسفانه کشور ما در میان کشورهای دشمن اینترنت، در جایگاه چهارم قرار گرفته است!

در این سایت از وبلاگ نویسانی که خواهان آزادی و جلوگیری از سانسور اینترنت هستند، درخواست شده که به این حرکت بپیوندند؛ امید است با توجه به اینکه فیلترینگ در همه‌ی کشورهای جهان به نحوی اعمال می‌شود، این حرکت‌ها و عکس‌العمل‌های مثبت، منجر به بهبود اوضاع فعلی در ایران و سایر کشورهای جهان شود.

پیشنهاد و انتخاب

with 2 comments

اینجا رو واسه خودم جایی واسه نوشتن خاطراتم می‌دونم. چیزایی که برام اتفاق میفته. خاطرات، حوادث و تجربه‌ها. اما با این حال بعضی وقتا یه چیزایی پیش میاد که نمی‌دونم باید اینجا نوشته شه یا نه. نه اینکه تو این سه دسته یا دسته‌های مشابه نباشه؛ مساله اینه که اصلاً می‌تونم همه چی رو اینجا بنویسم یا نمی‌تونم!؟

به هر حال از این به بعد باید یه تصمیم‌گیری خاص و فوری واسه بعضی اتفاقا بگیرم که اینجا نوشته بشن یا نه.

بگذریم… به هر حال جریان این ماجرای جدید که به خاطرش این مطلب نوشته شده اینه که در خصوص یه کار جدید  و بعد از چندین بار صحبت با دوستان و پی ریزی نقشه‌های کشیده و ناکشیده و غیره و غیره، کاملاً ناگهانی یه پیشنهاد کار شد بهم که تایم عصرم رو به خودش اختصاص میده.

اولش مردد بودم و نمی‌دونستم چه باید بکنم. اینکه اوکی بدم یا بیخیال شم!؟ خلاصه بعد ِ نشستن و فکر کردن و مشورت نمودن و کلی کارای دیگه، نتیجه بر این شد که تصمیم بگیرم قبول کنم و این کار هم انجام شد.

قراره از هفته دیگه برم سر کار جدید؛ البته به نحوی که تا حد امکان وظایف فعلی‌م (که بیشتر شامل نوشتن میشه) تحت تاثیر قرار نگیره و حتی بهتر شه. فک کنم سوژه‌های زیادی از کار جدید داشته باشم که بشه نوشت اینجا. امیدارم از انتخابم و نوشته‌هام پشیمون نشم. هر چند که اینطوری هم فکر نمی‌کنم.

نوشته شده توسط امیروفسکی

۱۴ دی ۱۳۸۹ | ۱۹:۱۲

شب یلدا و «شادگویی شبانه»

with 2 comments

چند روزی از دوماه بیشتره که اینجا رو گردگیری نکردم. نشده دیگه. حالا به حساب کار و دانشگاه و دوستان و تنبلی و هر چیز دیگه‌ای که می‌خوای بیار.

دیگه داشتم به این تنیجه می‌رسیدم که مث اینجا و اینجا فقط اشاره‌ای به روز آخر پاییز ۸۹ که یلدا هم هست بکنم و دوباره معلوم نباشه کِی به اینجا سر می‌زنم. اما صادق جم با یه حرکت خوب وبلاگ‌نویس‌ها رو به بهونه‌ی شب یلدا، به یه بازی و حرکت وبلاگی به اسم «شادگویی شبانه» تشویق و ترغیب کرد.

شب یلدا از قدیم ندیما یه فرصتی بوده واسه شب‌نشینی. اکثراً تو این بلندترین شب سال معمولاً می‌شینیم دور هم و از داستانای قدیمی و خاطرات و اتفاقات و حوادث و اینا میگیم واسه هم. به هر حال شب یلداس دیگه و منم حداقل تو این یه شب، نمی‌خوام از ناملایماتِ این دوره زمونه که کم هم نیستن بگم.

همونطوری که امین ثابتی هم اینجا گفته، حرف زدن از شادی به مراتب از گفتنِ غم و غصه سخت‌تره. سخت بوده و سخت‌تر هم شده. راستم میگه..

از خوشی حرف زدن سخته. البته نه واسه دوستایی که هر روز می‌بینیم و می‌تونیم هر جور اتفاقی رو به شکلی خنده‌دار براشون تعریف کنیم. اما جداً نوشتنِ یه ماجرای خنده‌دار یا حتی خنده‌ندار طوری که بتونی هر جور خواننده‌ای با هر سطحِ شناختی که ازت داره تحت تاثیر قرار بدی، مشکله خب. مینیمال‌بلاگ هم نیست اینجا که لحنم رو بشناسیُ مثلاً با یه «پخ» بخندی یا حتی بترسی!

در واقع من تو این بازی شرکت نکردم که «شادگویی» کنم. به هر حال اگه بخوام از شادی‌هایی که برام اتفاق افتاده بگم، می‌تونم به خیلی از چیزایی که از یلدای پارسال به من گذشته اشاره کنم ولی خیلیاشون به درد شما نمی‌خوره. برا همینم چون ممکنه برای خودتونم همینطور بوده باشه، چیزی نمیگم و ازتون می‌خوام به اتفاقای خوب و خنده‌داری که بهت گذشته فک کنین. اینطور تاثیر بیشتری هم داره و ممکنه خیلی بیشتر بخندین تا اینکه من بخوام یه جریان خیلی باحال رو خیلی بی‌مزه تعریف کنم برات.

البته این مختص شب یلدا نیستُ باید همیشه به چیزایی خوب فکر کنین.

کاش تو آخرین روز آخرین پاییز آخرین سال دهه هشتاد شاد باشین و بهروز

روز بلاگستان فارسی

with 3 comments

شانزدهم شهریور هزاروسیصدوهشتاد، روزی است که به استناد این نوشته‌های سلمان جریری، وبلاگستان فارسی متولد شد.

از آن زمان نُه سال می‌گذرد و امروز وبلاگستان فارسی وارد دهمین سال تولدش می‌شود. خود من تنها چند سالی‌ست که پدیده وبلاگ را جدی گرفته ام و برخی وبلاگ ها را می‌خوانم؛ و تا امروز، اگر فقط وبلاگ شخصی خودم را در نظر بگیریم، در واقع تنها ۱۳ ماه است که «وبلاگ» می‌نویسم.

نمی‌دانم با توجه به توصبفی که خواندید، تا چه حد حق اظهار نظر در مورد وبلاگستان فارسی را به من بدهید، به هر حال اعتقادم این است که زوالی که در بلاگستان فارسی در حال پیشروی است، بیشتر از حرکتِ زندگی در آن حس می‌شود. دلیلش البته مشخص است. محدودیت‌ها، مسئولیت‌ها و حتی در مواردی محکومیت‌ها.

در وبلاگستان فارسی تفریباً هیچ فرد یا وبلاگی را نمی‌شناسم که وبلاگنویسی، شغل اولش باشد. در بسیاری از موارد، وبلاگ به الزام و اجبار، برای صاحب (یا صاحبانش)، هزینه بر و زمان بر است. مشکلاتی از قبیل سرعت کم و ترس از بلاک شدن و حتی در مواقعی تحریم‌های اینترنتی منجر به کاهش فعالیت و ریسک سرمایه گذاری روی یک وبلاگ، می‌شود. این مورد تنها یکی از دلایلی است که وبلاگ‌های فارسی اغلب به موفقیتی که صاحبانشان انتظار دارند، نمی‌رسند. اما موارد دیگر را علیرضا مجیدی به خوبی لیست کرده و برشمرده است.

در عین حال با توجه به همه مواردی که تاثیرات منفی بر رشد وبلاگستان داشته‌اند، باید حرکتی انجام شود تا با موارد منفی‌ای که مقابله با آنها امکانپذیر است، حرکت رو به جلوی وبلاگستان دوباره شتاب گیرد. برای مثال شاید فعلاً نتوانیم سرعت اینترنتی بیش از این داشته باشیم، اما می‌توانیم راه‌هایی برای کسب درآمد از وبلاگ به وبلاگ‌نویسان پیشنهاد دهیم. شاید فعلاً نتوانیم از بلاک شدن غیر اصولی وبلاگ‌مان در امان باشیم، اما می‌توانیم افراد را از اهمیت کپی‌رایت در وبلاگ‌های فارسی، آگاه کنیم. شاید نتوانیم از رشد بزرگترین رقیبان وبلاگستان یعنی سایت های وب ۲٫۰ جلوگیری کنیم، اما می‌توانیم افراد را با توجه به علایق‌شان تشویق به راه اندازی وبلاگ کنیم. و شایدها و بایدها بسیارند در این رابطه که باید شناسایی شده و به صورت اصولی به آنها پرداخته شود.

شاید اینها کمکی باشد به پیکر نیمه جان وبلاگستان فارسی و امید به آنکه سال آینده، وبلاگ‌های سرزنده و فعال بیشتری در وبلاگستان داشته باشیم و در کنار آنها شانزده شهریور را جشن بگیریم.

نوشته شده توسط امیروفسکی

۱۶ شهریور ۱۳۸۹ | ۱۴:۲۳

فتوبلاگ

without comments

فتوبلاگ یکی از چیزایی بوده که از روزای اولی که امیراس‌پی.کام راه افتاد تو فکرش بودم. (+)

بالاخره نیمه‌ی شهریور ۸۹، شد روز تولدشُ به انجام رسید.

حالا یه نمایشگاه کوچیک دارم که می‌تونم یه تعداد از عکسایی که می‌گیرم رو اونجا بذارم. اگه خواستین، می‌تونین همین دور و بر پیداش کنین و یه چرخی توش بزنین.

نوشته شده توسط امیروفسکی

۱۵ شهریور ۱۳۸۹ | ۱۸:۲۴