Archive for the ‘اینترنت’ Category
روز بلاگستان فارسی
شانزدهم شهریور هزاروسیصدوهشتاد، روزی است که به استناد این نوشتههای سلمان جریری، وبلاگستان فارسی متولد شد.
از آن زمان نُه سال میگذرد و امروز وبلاگستان فارسی وارد دهمین سال تولدش میشود. خود من تنها چند سالیست که پدیده وبلاگ را جدی گرفته ام و برخی وبلاگ ها را میخوانم؛ و تا امروز، اگر فقط وبلاگ شخصی خودم را در نظر بگیریم، در واقع تنها ۱۳ ماه است که «وبلاگ» مینویسم.
نمیدانم با توجه به توصبفی که خواندید، تا چه حد حق اظهار نظر در مورد وبلاگستان فارسی را به من بدهید، به هر حال اعتقادم این است که زوالی که در بلاگستان فارسی در حال پیشروی است، بیشتر از حرکتِ زندگی در آن حس میشود. دلیلش البته مشخص است. محدودیتها، مسئولیتها و حتی در مواردی محکومیتها.
در وبلاگستان فارسی تفریباً هیچ فرد یا وبلاگی را نمیشناسم که وبلاگنویسی، شغل اولش باشد. در بسیاری از موارد، وبلاگ به الزام و اجبار، برای صاحب (یا صاحبانش)، هزینه بر و زمان بر است. مشکلاتی از قبیل سرعت کم و ترس از بلاک شدن و حتی در مواقعی تحریمهای اینترنتی منجر به کاهش فعالیت و ریسک سرمایه گذاری روی یک وبلاگ، میشود. این مورد تنها یکی از دلایلی است که وبلاگهای فارسی اغلب به موفقیتی که صاحبانشان انتظار دارند، نمیرسند. اما موارد دیگر را علیرضا مجیدی به خوبی لیست کرده و برشمرده است.
در عین حال با توجه به همه مواردی که تاثیرات منفی بر رشد وبلاگستان داشتهاند، باید حرکتی انجام شود تا با موارد منفیای که مقابله با آنها امکانپذیر است، حرکت رو به جلوی وبلاگستان دوباره شتاب گیرد. برای مثال شاید فعلاً نتوانیم سرعت اینترنتی بیش از این داشته باشیم، اما میتوانیم راههایی برای کسب درآمد از وبلاگ به وبلاگنویسان پیشنهاد دهیم. شاید فعلاً نتوانیم از بلاک شدن غیر اصولی وبلاگمان در امان باشیم، اما میتوانیم افراد را از اهمیت کپیرایت در وبلاگهای فارسی، آگاه کنیم. شاید نتوانیم از رشد بزرگترین رقیبان وبلاگستان یعنی سایت های وب ۲٫۰ جلوگیری کنیم، اما میتوانیم افراد را با توجه به علایقشان تشویق به راه اندازی وبلاگ کنیم. و شایدها و بایدها بسیارند در این رابطه که باید شناسایی شده و به صورت اصولی به آنها پرداخته شود.
شاید اینها کمکی باشد به پیکر نیمه جان وبلاگستان فارسی و امید به آنکه سال آینده، وبلاگهای سرزنده و فعال بیشتری در وبلاگستان داشته باشیم و در کنار آنها شانزده شهریور را جشن بگیریم.
فتوبلاگ
فتوبلاگ یکی از چیزایی بوده که از روزای اولی که امیراسپی.کام راه افتاد تو فکرش بودم. (+)
بالاخره نیمهی شهریور ۸۹، شد روز تولدشُ به انجام رسید.
حالا یه نمایشگاه کوچیک دارم که میتونم یه تعداد از عکسایی که میگیرم رو اونجا بذارم. اگه خواستین، میتونین همین دور و بر پیداش کنین و یه چرخی توش بزنین.
روز جهانی وبلاگ
امروز روز جهانی وبلاگ است. ۳۱ آگوست را بخاطر شکل ظاهری این روز به کلمه ی Blog روز جهانی بلاگ نام نهاده اند.
وبلاگ نویسان قدیمی و جدید بسیاری، در این روز فرصت را غنیمت می شمرند تا به معرفی چند وبلاگ در وبلاگشان دست بزنند. با اینکه گذر زمان وبلاگی نسبتاً شخصی و خصوصی به شمار می رود، امیروفسکی هم در این حرکت جمعی شرکت کرده تا پنج وبلاگ را به این بهانه به خوانندگان کم تعدادش معرفی کند.
سنگ نوشته های مهزیار: این وبلاگ، نوشته های مهزیار مقدم -یک عاشق کوهنوردی و سنگنوردی- است که از خاطرات و ابزارهای این ورزشها در وبلاگش مینویسد.
اگزا: فرهاد، نویسندهی وبلاگ اگزا است که بیشتر از آی تی می نویسد.
برخط: وبلاگ تحریریه هفتهنامهی عصر ارتباط که اخبار و نوشته های غیرقابل انتشار در هفته نامه را در این وبلاگ قرار می دهند. این وبلاگ در روزهای ابتدایی عید ۸۹ و با نام سیزده شروع به کار کرد، اما زمانی که مورد توجه قرار گرفت، با نام «برخط» کار خود را ادامه داد.
یادداشت های یک گلابی دیوانه: نوشته های این وبلاگ، طنزهایی جذاب و اجتماعی هستند که یک گلابی دیوانه مسئولیتشان را به عهده گرفته است.
VizViz: این وبلاگ که نوشته هایی در مورد وب ۲٫۰، آی تی و بحث های مشابه دارد مدتی است توسط مهرداد نایب نوشته می شود که بسیار خواندنی و جذاب مینویسد.
اگر میخواهید نوشته های سایر وبلاگ نویسان را در مورد این روز بخوانید، لیستش را اینجا یا اینجا مشاهده کنید.
درسنامه، آموزش در ایمیل شما
آموزش از راه دور، چند سالیه که توی آموزش موضوعات بسیاری، به روشی جایگزین روشهای سنتی آموزش تبدیل شده. سایتهای مختلفی در این رابطه به وجود آمدهاند که کاربران عام و خاصی رو در مورد موضوعی مشخص آموزش میدن.
اما چند روز پیش تو وبلاگ امین ثابتی مطلبی در مورد سایت درسنامه خوندم و سریعاً به این سایت سر زدم که ببینم ماجرا از چه قراره. با توجه به توضیحات امین ثابتی و اولین نگاهی که به این سایت انداختم، متوجه تفاوت درسنامه با سایر شبکههای آموزش از راه دور شدم.
سیستم درسنامه و در واقع ایدهای که این سایت در تولید محتوا و آموزش دادن اون به کاربرا داره تفاوت نسبتاً زیادی با سایتهای مشابه داره. البته این تفاوت رو در مورد نحوه انتقال دروس به کاربران و عام بودنش باید در نظر بگیریم.
اصل کار درسنامه، آموزش از طریق ایمیله. به این ترتیب، هر کس که بخواد میتونه با مراجعه به درسنامه و یا ارسال یک ایمیل بدون موضوع و متن به آدرس help[at]darsnameh[dot]com از دورههایی که در حال برگزاری هستن، آگاه بشه. هیچ دورهای زمان آغاز و پایان نداره. هر کس که بخواد میتونه هر وقت که بخواد به صورت رایگان و با مشترک شدن در درسهای هر دوره، اونا رو از طریق ایمیل دریافت کنه. ظاهراً مدرک پایان دوره هم به کاربرانی که دوره رو بگذرونن و با موفقیت در آزمونها شرکت کنن، داده میشه.
نکتهی جالب و قابل توجه درسنامه اینجاست که هر کس هم که بخواد میتونه توی تولید محتوای دروس (و در هر موردی که بتونه کاربر پسند باشه)، با درسنامه همکاری و دورههای آموزشی جدید تولید کنه و کاربرای اینترنت رو آموزش بده. برای این کار میتونه با ایمیلی که به همین منظور ایجاد شده، مکاتبه کنه.
به نظر من ایدهی خوبی بوده و تا اینجا هم به خوبی اجرا شده.
وقتیکه این مطلب نوشته شد، درسنامه دو تا دوره رو شامل میشد که من توی هر دو شون (آموزش وبلاگنویسی – آموزش مقدماتی و آشنایی با حرفهی روزنامهنگاری) ثبتنام کردم. لازمه اعتراف کنم درس اول این دو دوره اینقدر سلیس، روان و عالی نگارش شده، که نهتنها به خوبی قابل درک هر کسی هست، بلکه شخصاً به شدت منتظر درسهای بعدی و مطالعه اونا هم هستم.
توصیه میکنم اگه شما هم علاقمند به یادگیری هستید، فرصت رو از دست ندین و همین حالا با مراجعه به درسنامه توی دورههای اون شرکت کنین و طعم شیرین آموزش از راه دور رو توی ایمیلتون بچشین. اگه هم سوالی از درسنامه دارین، احتمالاً اون رو اینجا پیدا میکنین. درباره درسنامه از زبون خودش هم اینجا بخونین.
یک سالگی
یک سال پیش در چنین روزی تصمیم گرفتم این وبلاگ رو راه بندازم. اولش اینجا شروع به نوشتن کردم ولی بعد تصمیم گرفتم اسباب اساسیهش رو اینجا بچینم.
تاریخچهی طولانیای نداره وبلاگنویسیِ من؛ اما دوسش دارم.
آدرس جدید؛ برنامههای تازه
چند وقتی بود که میخواستم وبلاگم رو از وردپرس به اینجا انتقال بدم. البته قصدم فقط وبلاگ نبود. هم بلاگ شاید هم یه فتوبلاگ و حتی یه سری چیزای دیگه. و بالاخره این کار انجام شد.
خیلی چیزا هست که باید بنویسم و از این به بعد اینجا خواهم نوشت.
بلاکپرس
چند روزه کل وردپرس رو فیلتر کردن! چه اونا که سیاسینویسن، چه اونا که آیتینویسن…!
تر و خشک رو با هم سوزوندن که بیشرمی، خودکامگی و ناآگاهی ثابت شه.
شاید برای خیلیا فرقی نداشته باشه و حتی خوشحال کننده باشه از اینکه آزاد شدن، ولی این مساله برای خیلیا مهم و درد آوره. اونا که تا حالا نوشتههاشون رو بخاطر امنیتشون دستخوش خودسانسوری میکردن، به هر حال الان دیگه با خیال راحتتری میتونن بنویسن. اما اونا که چند ساله واسهی وبلاگشون زحمت کشیدن تا فیدش رو قطره قطره سهرقمی کردن؛ تا واسه خودشون خواننده پیدا کردن و قلمشون رو با وبلاگ وردپرسیشون قوی کردن، حالا با فیلتر شدن زیاد خوشحال نیستن.
از کدوم یکی از افرادی که مسئول این کارن باید توضیح خواسته بشه؟ کی میتونه همچین افتضاحی رو توجیه کنه؟ بیانگیزهکردن یه عالمه وبلاگ نویس که کلی به وب فارسی کمک کردن رو کی میتونه جوابگو باشه؟
کاملاً مشخصه که این سیاستی که پشت این کار بوده هم مثل بسیاری از سیاستهایی که برای فیلتر کردن سایتا انجام میشه غیراصولی انجام شده. با این تفاوت که تعداد افرادی که بیخود تو این آتیش سوختهن، خیلی بیشتر از هر دفعه است. این وسط فقط وب فارسیه که صدمه میبینه و با این توصیف به نظر میرسه هدف اصلی و نهاییای که پشت این کاره، متاسفانه همینه.
بهروزرسانی: امروز ظهر صفحه مدیریت بلاگفا و پرشینبلاگ هم به فیلترینگ پیوستند! (۳۰ خرداد)
لست.افام رو هم نتونستن ببینن
دیروز تو توئیتر و فرندفید درباره بلاک شدن لست.افام خوندم.. اولش باورم نمیشد و فکر میکردم اشتباهی بوده و بعضی جاها بلاک شده. اما بعد که کلید ملیدای فریبروزینگ رو زدم خاموش کردم و سایت رو چک کردم، دیدم زهی خیال باطل، واسه منم بلاکه و رفتم که مراسم دمقمرگون* رو به جا بیارم..
احتمالاً لست.افام (Last.fm) رو میشناسین و ازش استفاده میکنین. در اینصورت مث من از بلاک شدنش خیلی ناراحت شدین. آخه این سرویس شاید بهترین سرویس برای نگهداری تاریخچه آهنگای گوش داده شده کاربرانه که با توجه به این مساله، آمارهای معرکه و عالیای به کاربرا میده. (البته سرویسای مشابه دیگهای هم هست که به نظر من قدرت و شهرت لست.افام رو ندارن و به اندازهی اون دوست داشتنی نیستن)
اما آخه چرا باید این سایت بلاک شه..؟ نه سیاسیه، نه به جایی کار داره، نه تا حالا مشکلی برای آقایون به وجود آورده، نه مغایرتی با قانون جرایم اینترنتی و اینا داره و خلاصه هیچ موردی پیدا نمیکنم که بتونم اون رو تو دسته سایتهای قابل بلاک قرار بده.
به هر شکل این ناراحتی من دردی دوا نمیکنه.
فقط با آگاهی و اطمینان بیشتر از نفهم بودن مسئولینی که باعث و بانی این ناراحتیها برای کاربرای بیزبون ایرانی میشن، متاسفانه دردم بیشتر و بیشتر میشه.
چطور پروفایل Last.fm خودمون رو بهروز کنیم؟
اون دسته از کاربران حرفهای که دوست دارند کار با لست.افام رو ادامه بدن و آمار آهنگاشون رو توی این سایت داشته باشن میتونن با استفاده از برنامه سانگبرد (SongBird) به طور حرفهای به گوش دادن به موزیکهاشون ادامه بدن و علاوه بر اون پروفایلشون رو هم آپدیت کنن. لازمه که افزونه لست.افام هم بر روی سانگبرد نصب کنن و یکبار لاگین کنن. بعد از اون خیالتون میتونه راحت باشه که بلاک شدن لست.افام هیچ تاثیری در آپدیت پروفایلتون نداره.
__________
*دمقمرگون مراسمی من درآوردی است. این مراسم پس از مراجعه به سایتهایی که به صورت روتین ازشون استفاده میکنیم و به جای اون با صفحه مشترک گرامی روبرو میشیم، به صورت انفرادی و گروهی برگزار میشود.
به روز رسانی: امروز (نهم اردیبهشت هشتاد و نه) مطلع شدم که این سایت ارزشمند از بلاک در اومده. به هر شکل همینجا از اون جوونمردی که باعث برگشت این سایت ارزشمند به دامن ایرانیا شد، تشکرات فراوان مینمایم.
کپی ممنوع!
امروز دقیقاً یک هفته به سالگرد آغاز به کار رسمی من و نارنجی باقی مونده. آغاز به کاری که با کپیبرداری ناخواسته(!) شروع شد و با نویسندگی ادامه پیدا کرد. در طول این مدت اتفاقای زیادی برای نارنجی افتاده، پستی و بلندیهای فراوانی داشتیم و البته رشد خوبی هم برقرار بوده. از نوشتن روتین مطالب و سوژههایی مناسب و درخور نارنجی تا وبلاگنویسیهای زنده، همه برای من خوشایند و لذت بخش بودن. به هر شکل همه خوشیها و ناراحتیها گذشته و تبدیل به خاطرات و تجربههای مفیدی شده که واقعاً دوسشون دارم.
اما یک مورد که خیلی تکرار میشه، کپی برداری از مطالبیه که ما نارنجینویسان با زحمت فراوان تولید و به رایگان در اختیار خوانندگان قرار میدیم. بارها شده که فقط با جستجوی تیتر مطالب نارنجی به صدها و حتی گاهی هزاران مورد مشابه برخورد کردم. اوایل شاید حتی ذوق میکردم که مطلبی که نوشتم، به این حد جذاب و عالی بوده که به این تعداد تو وب منتشر شده! اما وقتی وبلاگها و حتی وبسایتهای یافته شده در نتایج جستجو را مرور میکردم و خبری از لینک منبع و حتی نام و نشانی از نارنجی و یا نویسنده مطلب توی اکثرشون نمیدیدم، ناراحت و گاهی عصبانی میشدم! و صد البته که متاسفانه هنوز هم این ماجرا اتفاق میفته..!
تکرار این مورد در نشریات چاپی هم کم نبود و به نشریه مربوطه تذکر میدادیم، اما در بسیاری موارد، کسی اهمیت نمیداد و انتشار بیاجازه و بدون ذکر منبع، ادامه داشته و دارد! البته ما هم بیکار ننشسته و در دو مورد (+ و +) نشریات متخلف رو به اجبار و به خاطر تکرار در کپیبرداری، به نوعی روی صندلی داغ نشوندیم.
اما سوال پیش میاد که چطور میشه از مطالب یک سایت دیگه استفاده کرد که دچار مشکل نشد..؟
به نظر من هر سایت، وبلاگ و نشریهای که مطلبش تازگی داره و مشخصاً با گذاشتن وقت و انرژی مطالبش رو منتشر میکنه، داره تولید محتوا میکنه. حتی اگه مطلبش رو از سایتی دیگه برداشته و ترجمه کرده؛ چرا که این کار اسمش تالیف مطلبه نه کپی برداری. اما در مقابل هر که مطالبش رو از سایتای دیگه تهیه میکنه و تولیدکنندهی مطالبش شخصاً زحمتی برای نوشتن مطالب نمیکشه، اقلاً نمیشه اسمش رو تولیدکنندهی محتوا گذاشت.
خب تا اینجا مشخص شد که چه کسی تولید کننده مطلب هست و چه کسی نیست. اما در مرحله دوم باید توجه کرد که وبلاگها وبسایتها و نشریاتی که از مطالب دیگران برای رسانهی خودشون استفاده میکنن، دو دسته هستند؛ دستهای که بدون اجازه و بدون ذکر منبع مطالب اقدام به برداشتن مطالب میکنن و دستهای که اجازه قبلی میگیرن و یا منبع رو ذکر و البته لینک میکنن.
عموماً سایتهایی که اقدام به تالیف و نشر مطالب تازه و دست اول میکنن اجازهنامه و یا قوانینی رو برای بازنشر مطالبشون در دید خوانندهها قرار میدن که هر کسی بدونه چطور میتونه از مطالب اون استفاده کنه. مثلاً نارنجی استفاده از مطالب رو با ذکر منبع بلامانع و استفاده از مطالب در نشریات چاپی رو هم با کسب اجازه قبلی مجاز اعلام کرده.
پس این مخاطبه که باید طبق قانونی که سایت مربوطه تعیین کرده، برای بازنشر مطالب اون سایت استفاده کنه. و در غیر اینصورت پُر واضحه که متخلف با عناوینی مثل بیمعرفت، کپیکن و حتی دزد و … شناخته میشه. خب فکر نمیکنم که هیچکس دوست داشته باشه خودش، نشریهش یا سایتش به همچین اتهامی گرفتار بشه که این مورد علاوه بر اینکه نشون میده اخلاق خبرنگاری رو زیر پا میذارن، از محبوبیت احتمالیای که ممکنه به سختی براشون به دست اومده باشه هم کم میکنه و نامشون رو هم مخدوش میکنه.
پس چرا با وجود چنین مواردی ناخوشایندی، باز هم چنین مشکلاتی به وجود میاد؟ دلیل این امر کاملاً مشخصه: ‘عدم وجود قانون رسمی و مجازات برای متخلفین’.
با وجود همهی اتفاقات ناخوشایندی که برای متخلفین پیش میاد، اونا چون تقریباً مطمئنن که توی ایران هیچ مشکل حقوقی براشون پیش نمیاد، اهمیت چندانی به قوانین حق نشر در وب نمیدن.
در صورتیکه قانون مشخص و جامعی برای این مورد تصویب شه و مجازات سنگینی هم براش لحاظ کنن (و البته بهش عمل کنن) مطمئناً نتیجهی خوبی میده و تا حدود زیادی از بازنشر غیرقانونی جلوگیری میشه. هرچند که فکر نمیکنم این اتفاقات به این زودی پیش بیاد. ولی این دلیل نمیشه که اخلاق رو زیر پا بذاریم و باز هم اقدام به کپیبرداری از محتوای تولید شدهی دیگران بکنیم.
به امید روزی که همه به قوانین و البته حقوق دیگران احترام بذارن. اقلاً کاش در وب فارسی این مورد جا بیفته تا شاهد پیشرفت بهتر و سریعترش باشیم.
فرهنگ کتابخوانی و کتابخوانیُ وبگردی
راستش تا حالا خیلی کتاب خوندم.
منتها یادم نمیاد هیچ کدومشون رو کامل تموم کرده باشم.
یا از اولش زدم، یا به آخر نرسوندمش!
اینم فرهنگ کتابخونیه یه وبگرده دیگه..!






