Archive for the ‘تحولات’ Category
این فرد کیست؟ چرا باید او را بشناسیم؟
حدود دو هفته پیش، ویدئویی در اینترنت منتشر شد. ویدئویی که گروهی تحت عنوان کودکان نامرئی آن را در جهت شناساندن یک جنایتکار اوگاندایی به مردم دنیا، در یوتوب و سایر سرویسهای ویدئویی منتشر کردند.
رهبر یک گروه افراطی در قلب آفریقا؛ یک کودک رُبای اوگاندایی. فردی که بخاطر جنایت علیه بشریت تحت تعقیب دادگاه بینالمللی جرایم جنگیست.
بیست سال است که جوزف کانی، کودکان ِ پسر و دختر را برای جنگ و بردگی جنسی میدزدد و یا به زور و تهدید از خانوادههایشان جدا میکند. تصور کنید این بچهها به جای لذت بردن از کودکی، بهترین سالهای زندگیشان را چگونه سپری میکنند؟ حتی اگر شرکت در جنگهای چریکی منجر به کشتهشدنشان در سنین پایین نشود، در آینده به چه انسانهای وحشتناکی ممکن است تبدیل شوند؟
اما چرا باید این ویدئو را ببینید و به دوستان خود بدهید؟ دلیل اصلی و نهایی، شناساندن این جنایتکار به تعداد بیشتری از مردم دنیاست. با افزایش تعداد افرادی که این فرد را میشناسند، به دستگیری سریعتر وی و نجات این کودکان بیگناه کمک میکنید.
این ویدئو را میتوانید در یوتوب و یا ویمئو ببینید. توصیه میکنم آن را به دوستان خود نیز پیشنهاد بدید. حتی اگه دوستی دارید که به اینترنت دسترسی ندارد، این ویدئو را به همراه زیرنویس فارسی، از این لینک دانلود کرده و به او بدهید.
اگر میخواهید کمکی به شناساندن این جنایتکار به مردم بکنید، این ویدئو را در بلاگ، فیسبوک، گوگلپلاس و توئیتر خود منتشر کنید.
لطفاً برای انتشار در شبکههای اجتماعی از تگهای #KONY2012 ،#StopKony و #کانی2012 نیز استفاده کنید.
پُستهای مرتبط:
Stop at Nothing – Alireza Samar
آزاد سایبر – ژوزف کونی؛ پربینندهترین ویدئوی تاریخ وب
کیبرد آزاد – کانی ۲۰۱۲، انقلاب فیسبوقی و درک رسانه
فارسی به زبان های پیشفرض توئیتر اضافه شد
از روز ۲۵ ژانویه ۲۰۱۲، توئیتر مرکز ترجمهاش را برای زبانهای راست به چپ، آماده کرد. بدینترتیب زمینه برای ترجمه توئیتر به زبانهای فارسی، عربی، عبری و اردو فراهم شد.
پس از اضافه شدن زبانهای مذکور به این مرکز، کاربران با مراجعه و مشارکت در ترجمه جملات، عبارات و کلمههای استفاده شده در توئیتر، کم کم عملیات ترجمه توئیتر را انجام دادند. در آنسو، تیم توئیتر، زمینه را برای آماده سازی این حرکت آماده کردند و برای مثال هشتگ فارسی و امکان جستجوی آن را به امکانات توئیتر افزودند. سرانجام پس از بررسی نمونه ترجمههای مختلف، رایدهی به ترجمههای برتر (روندی که در ترجمه فیسبوک به فارسی نیز وجود داشت) و اعمال تغییرات و رفع ایرادات، عملیات ترجمه شب گذشته (ششم مارس ۲۰۱۲) به ثمر نشست.
توئیتر دیشب (پس از حدود ۴۰ روز) اعلام کرد که زبان فارسی و سه زبان راست به چپ دیگر، به زبان های پیشفرض توئیتر اضافه شده است. همچنین در پستی که در وبلاگ رسمی توئیتر منتشر شده، جزئیات بیشتری در خصوص افتتاح توئیتر فارسی [و عربی] آمده است.
اگر کاربر توئیتر هستید، از این پس میتوانید با مراجعه به صفحه تنظیمات حساب خود، توئیتر را فارسی ببینید. حتی ایمیلهایی هم که پس از فارسیسازی از توئیتر دریافت خواهید کرد با قالبی نو و به زبان فارسی به دستتان میرسند.
اگر کاربر حرفهای توئیتر هستید، شاید تمایلی به فارسی سازی توئیتر خود نداشته باشید. من هم تصور میکردم توئیتر فارسی چیز خوبی از کار در نیامده است و علاقهای به فارسی سازی توئیترم نداشتم. اما بالاخره تصمیم به امتحان کردنش گرفتم و نظرم عوض شد؛ و هماکنون مشغول استفاده از توئیتر به زبان فارسی هستم.
البته هنوز ایراداتی در کار دیده می شود. اما شاید یکی از دلایل اصلی که باعث شده در حال حاضر به توئیتر انگلیسی بازگردم، مشاهده ایرادات و باگهای نسخهی فارسی و گزارش آنها یا ثبت نمونه ترجمههای بهتر در مرکز ترجمه باشد.
از اولین ساعات راه اندازی توئیتر فارسی، چندین مشکل و ایراد که توسط کاربران گزارش شد که یا رفع شد و یا در مراحل رفع قرار دارد.
چنانچه قصد دارید در جریان به روزرسانیها و رفع ایرادات نسخه فارسی توئیتر قرار گیرید، حساب توئیتر فارسی و رامتین شایگان (ناظر فارسیسازی توئیتر) را دنبال کنید.
شما هم از فارسی سازی توئیتر خود نگرانیای نداشته باشید. مشکلی برای بازگشتن به زبان انگلیسی وجود ندارد. اما توئیتر فارسی ارزش امتحان کردن را دارد.
نارنجی و انتشار ترجمه فارسی کتاب زندگینامه استیو جابز
چند روز پیش، نارنجی از یک سورپرایز برای خوانندگانش خبر داد. خوانندگان، حدسهای زیادی در رابطه با آن زدند.
تعویض قالب، عرضه اپلیکیشن موبایلی، مصاحبه با افراد خاص و … از احتمالات و حدس های جالبی بودند که از ذهن خلاق کامنتورها تراوش کرد. آنها نزدیک به ۳۰۰ کامنت زیر این مطلب گذاشتند.
از میان این همه نظر و حدس و احتمال، عده معدودی نیز این سوپرایز را به استیو جابز که در روز انتشار این مطلب ۱۲۴ روز از مرگش می گذشت، مرتبط دانستند.
حدس این عده به چیزی که قرار بود رونمایی شود، نزدیک تر بود. نارنجی روز بعد (۱۸ بهمن)، طبق قرار در ساعت ۵، سورپرایزش را نمایان کرد.
ترجمه فارسی کتاب زندگینامه استیو جابز، سه ماه بعد از عرضه نسخه انگلیسی، سورپرایز نارنجی برای خوانندگانش بود.
این کتاب، اولین نسخه کامل فارسی بود که توسط یک مترجم مجرب (آقای ناصر دادگستر) آماده شده و ایشان ترجیح داده اند به جای صحبت با یک ناشر و چاپ کتاب، آن را در نارنجی و به صورت رایگان منتشر کنند. این، اولین کتابی میشد که در این سطح، به صورت رایگان و البته الکترونیکی منتشر شده است.
بعد از ویرایش چند باره کتاب توسط علی اصغر هنرمند، سرانجام با توافقات انجام شده، نسخه پی دی اف کتاب، در زمان مقرر برای دانلود در نارنجی قرار گرفت.
قبل از انتشار رسمی، یک نسخه به دستم رسید و چند روزی است مشغول مطالعه این کتاب هستم. قبل از آن، چند نسخه متفرقه از فصل های ابتدایی کتاب استیو را که به فارسی ترجمه و به عنوان نمونهترجمه، در سایت های مختلف منتشر شده بود، خوانده بودم. اما نسخه ای که توسط نارنجی منتشر شد، همانطور که از چند روز قبلش هم اندکی در جریان آن بودم و تعریف و تصورش شده بود، نسخه ایده آلی به نظر رسید.
متن ترجمه شده بسیار روان و سلیس است. شاید با وجود سختگیری های زیاد در ویرایش هنوز هم ایرادات تایپی داشته باشد. و البته شاید در خصوص صفحهبندی و انتخاب فونت هایش، میشد بهتر عمل کرد. اما متن کتاب تا اینجا که مطالعه کرده ام بسیار خوب به نظر میرسد. جملات تا سرحد امکان کوتاه و روان هستند و ایراد نگارشی بر آنها وارد نیست. احترام به خواننده در متن این کتاب، حس میشود. تلاشی که برای ترجمه و ویرایش آن شده را از همین کیفیت در جمله بندی و پاورقیهای توضیحی می توان فهمید.
پس از انتشار ترجمه کتاب استیو جابز توسط نارنجی، علیرغم حمایتها و تشکرها، جهتگیریها و حتی انتقادهایی نیز در سطح بلاگستان و حتی برخی سایتها دیده شد. حتی برخی، دست جنباندند که کتابی که ترجمه کرده اند را زود منتشر کنند تا روی دستشان باد نکند. اما انتشار رایگان چنین کتابی به تشنگانی که در نارنجی منتظر یک نسخهی شسته و رُفته از کتاب استیو بودند، به نظر من حرکتی مثبت بود. خصوصاً که به جای دریافت اجباری وجه کتاب و حق مترجم، از خوانندگانی که کتاب را دانلود میکردند، خواسته شده که در صورت امکان، وجهی را برای حمایت از این حرکت بپردازند.
در خصوص بحث کپیرایت کتاب نیز با جادی موافقم. کتاب بدون اجازه از نویسنده و ناشر چاپ شده. البته تلاش های زیادی برای برقراری ارتباط با آنها صورت گرفته اما پاسخی دریافت نشده است. به هر شکل، من فکر میکنم با توجه به انتشار رایگان کتاب، مشکلی وجود ندارد چرا که کتاب اصلی در آمریکا چاپ شده و اینجا (فارغ از نظر مثبت یا منفی ناشر و نویسنده) قانونی نقض نشده است.
آگاهم که این کتاب تا به حال چندین هزار بار از نارنجی دانلود شده. برخی از دانلودکنندگان نیز اقدام به کمک مالی کردهاند. حتی سایتهایی مثل پی۳۰دانلود و میهن دانلود، با اینکه فایل کتاب را به صورت جداگانه در سرورهای خودشان قرار دادند، حداقل، با اندکی با روشنبینی، لینک صفحه دانلود و حمایت مالی در نارنجی را نیز در پستهایشان قید کردند.
نهایتاً امیدوارم این مساله، منجر به شروع یک حرکت مناسب در وب فارسی شود و علاوه بر فرهنگ سازی و ترغیب کاربران به کتابخوانی، آنها را با مبانی حمایت و کمک مالی در جامعه مجازی، آشنا کند. همچنین، حالا نارنجی با این حرکت، تبدیل به مکانی مناسب برای حمایت از مترجمینِ کمتر شناخته شده و کسانی شده است که تا به حال بخاطر محدودیتهای نشر و چاپ کتاب، اقدام به ترجمه کتابی نکردهاند.
در آخر، به شما توصیه می کنم، اگر این کتاب را دانلود کردید، مطالعه آن را به هیچ عنوان پشت گوش نیاندازید. این کتاب را بخوانید و به شما قول می دهم که نه یک بار، بلکه چندین بار آن را خواهید خواند. در این کتاب تنها با زندگی استیو جابز آشنا نمی شوید، بلکه از جزئیات زیادی در رابطه با روند پیشرفت آمریکا و کمپانی های بزرگی که در حال حاضر حرف اول را در دنیا میزنند نیز آگاه می شوید که دانستنش برای کسانی که این کتاب را فقط دانلود هم کردهاند، ضروری است.
مشکلات حامیان معنوی موسسه محک
موسسه خیریه محک، یکی از فعالترین موسسات بشردوستانه ایران در شبکه های اجتماعی است. به رغم این فعالیت مجازی، این موسسه در حال حاضر با اجرای طرح هایی همانند “هزار تومان” و تلاشهای مختلفی که برای تعامل مستقیم با همیاران و حامیان انجام داده، یکی از شناخته شده ترین موسسات در این حوزه به حساب می آید.
در ازای این فعالیت ها و حرکت های مثبت، حامیان مالی محک، از کمترین مبلغ تا مبالغ میلیونی می توانند به راحتی کمک به موسسه را از طریق پرداخت به حسابهای آن انجام دهند، اما نوع کمک حامیان معنوی این موسسه، تعریف نشده و نامشخص است.
متاسفانه افرادی که سعی داشته باشند با برگزاری نمایشگاه یا کنسرت به نفع محک، یا راه اندازی بازارچه های خیریه در راستای کمک به موسسه و یا نصب بنرهای محیطی یا مجازی از محک، در کمک های نقدی و غیرنقدی به موسسه شرکت داشته باشند، نمی دانند چگونه باید این کار را انجام دهند!
به شخصه چندین بار تلاش کردم جهت حمایت معنوی با اطلاع رسانی به افراد مختلف به محک کمک کنم. اما تماس با موسسه برای شروع این حرکت حمایتی تقریباً ناممکن بود! نخست آنکه راه های تماس در سایت و پروفایل های اجتماعی برای این منظور مشخص نیست! و دوم اینکه افراد، از اینکه دقیقاً باید با چه فردی در این رابطه صحبت کنند، آگاه نیستند و به افراد مسئول راهنمایی این حامیان ارجاع داده نمیشوند.
با توجه به این مشکلات، شخصاً تصمیم گرفتم به جای اتلاف وقت و فرصت حمایتی، با موسسه دیگری صحبت کنم. جالب اینکه در زمانی کمتر از یک روز با گفتگوی تلفنی، موفق به جلب نظر و دریافت بنر شان شدم.
اما امروز، متوجه این پست در صفحه فیسبوک محک و کامنت های آن شدم.
جالب بود. فردی که قصد اجرای کنسرت داشته، برای جلب نظر محک و اهدای عواید کنسرت، با موسسه تماس گرفته و بخاطر برخورد بد کارکنان مربوطه، رنجیده شده بود. دقیقاً مشابه موردی که من با آن مواجه شدم!
ایشان نیز با موسسه دیگری تماس گرفته بودند تا عواید کنسرت را به آن موسسه اهدا نمایند. البته اجرای کنسرت، علاوه بر مجوز ارشاد، منوط به همکاری یک موسسه خیریه هم بوده است. اما بخاطر یک برخورد نا مناسب، محک از لیست ایشان هم خط خورده بود!
البته این حرکت مدیر پیج محک، در راستای انتشار کامنت و گرفتن فیدبک از کاربران پیج در خصوص این مورد، حرکتی مثبت بود. اما امیدوارم این حرکت مثبت به اینجا ختم نشود و مسئولین موسسه در راستای تغییر رفتار کارکنان، دستورات و تغییرات لازم را اعمال کنند. بدین ترتیب، شاید سدهای کمک به کودکانی که سرطان گریبان گیر آنهاست، برای مردم نوع دوست ما آسانتر شود.
روزی که استیو رفت و چیزی که از او به جا ماند
امروز روز بدی بود؛ یه روز ناراحت کننده و غمگین برای خیلی از ما. استیو جابز رفت! به نظر خیلیا، این آدم یکی از تاثیرگذارترین مدیرها و کارآفرینای دنیای تکنولوژی به حساب میاد. کسی که عامل تحولات مثبت زیادی توی چندین حوزه متفاوت بود.

آدمای زیادی معتقدن دیگه به این زودی کسی مثل استیو پیدا نمیشه!
استیو جابز از زمانی که اپل رو تاسیس کرد، همیشه با خلاقیت و پشتکار جلو رفت. حتی این هفت سالی هم که سرطان لوزالمعده آزارش میداد، کم کار نکرد. چهره ای که ازش تو ذهن خیلی از ما حک شده، شاید یه شخصیت خلاق، شوخ، جدی، فعال و کارآفرینه که ممکنه برخورداری همزمان از تمام این صفات، آرزوی آدمای زیادی باشه. و همینطور هم هست. خیلیا از زندگی استیو الهام گرفتن و خیلیا حتی اون رو سرلوحه زندگیشون قرار دادن. و همه بهش احترام میذارن.
شاید واقعاً سالها بگذره و آدمی مث اون پیدا نشه، اما مسلماً تاثیری که روی دنیا و افکار خیلی از ما گذاشت، از ذهن هیچکس پاک نمیشه و سالهای سال با ما میمونه.
کاش این مرد حداقل ده سال دیگه زندگی میکرد تا بیشتر ازش یاد میگرفتیم. اما رفت! هر چند که تاثیر وجود استیو روی زندگی ما، برای همین چند دهه ی کوتاه هم، اینقدر زیاد هست که شاید تا دهها سال دیگه هم برای بسیاری از ما زنده به حساب بیاد.
اما امروز باید بگیم خداحافظ استیو جابز؛ دل ما برات تنگ میشه و میراثی که برامون گذاشتی جاودان خواهد بود.
افتتاح بلاگ رسمی گوگل به زبان فارسی
گوگل امروز از بلاگ رسمی به زبان فارسی پرده برداشت. این بلاگ برای بازتاب اخبار و فعالیت های گوگل به زبان فارسی راه اندازی شده.
برای خیلی از ما جالب بود، وقتی که گوگل پلاس از زبان فارسی هم پشتیبانی کرد؛ اما اینبار ماجرا برای خیلی ها جالب تر شده. گوگل این بار وبلاگی رو به صورت رسمی و به زبان فارسی راه اندازی کرده. توی اولین پست این بلاگ که روز ۷ سپتامبر ۲۰۱۱ منتشر شده در مورد قدمت زبان فارسی و جمعیت دو درصدی کاربران فارسی اینترنت در کشورهای ایران و افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان و … صحبت شده. و در ادامه هم از فیدبک خوبی که این کاربرا داشتن گفته که همین فیدبک باعث شده گوگل کار بر روی سرویس ها و محصولات بیشتری به زبان فارسی رو شروع کنه.
از جمله این سرویس ها، گوگل پلاس، گوگل کروم و موتور جستجوی اون هستن که نسخه های مخصوص اونها به زبان فارسی هم در دسترسن. همینطور پشتیبانی از زبان فارسی در تبلت های Android که به زودی این امکان به صورت پیشفرض در بعضی از گوشی های این شرکت هم نمود پیدا خواهد کرد. اما ظاهراً گوگل قصد داره سرویسای بیشتری رو هم برای فارسی زبون ها ارائه کنه که قراره این سرویس های جدید فارسی، از طریق این وبلاگ اطلاع رسانی کنه.
هر چند که این حرکت ممکنه حرکت کوچکی به نظر بیاد؛ اما امیدوارم سایت و شرکتای بزرگ، از این حرکت تاثیر بگیرن و به زبان فارسی رو بیشتر و بیشتر اهمیت بدن. زبان فارسی پتانسیل های خوبی داره که باید بیشتر و بیشتر روشون کار بشه. و این حرکت گوگل نشون میده که فارسی زبونای اینترنت خیلی بیشتر از اونی که تصور میشد فعالیت داشتن و دارن.
مورد عجیب کپیرایت!
یکی از مهمترین مسائلی که تو این مملکت حل نشده باقی مونده، کپیرایته. حقوق پدیدآورنده و ناشران هنوز تو این مملکت جا نیفتاده. به جرات میتونم بگم که تقریباً هیچکس تو این ممکلت نیس که حداقل در یک موردی حقوق مادی و یا معنوی کسی رو بالا نکشیده باشه.
اما چیزی که از همه زجرآورتره اینه که محتوایی که برای اطلاعرسانی عمومی و افزایش آگاهی مردم تولید کنی رو بدون اجازه بازنشر کنن و با کمال وقاحت و البته با خیال راحت ازش برای خودشون پول بسازن!
قبلاً توی بازی وبلاگی نارنجی، در مورد کپیرایت تو وب فارسی نوشتهم. اما اینبار میخوام یه کم ریشهایتر بهش نگاه کنم.
خبرنگارا، نویسندهها و وبلاگنویسا، از زمان و هزینههایی که برای تولید یک مطلب مفید گذاشته میشه، آگاه هستن. و اگه انسانهای فرهیخته و درستی باشن (که اغلب هستن)، حقوق نویسنده یا نویسندههای نوشتهها رو مورد احترام قرار میدن. اما مشکل اصلی با بعضی وبلاگها و متاسفانه سایتها، پورتالها و خبرگذاریها*ست.
من نمیدونم چطور یک سایت میتونه عنوان خبرگزاری رو به دوش بکشه و بدون توجه به قوانین کپیرایتی که هر فرد یا وبگاهی مشخص میکنه، اقدام به انتشار محتوای اون بکنه! این نشان از عمق فاجعه در زمینهی کمبود فرهنگسازیها برای کپیرایته. وگرنه رعایت کردن حقوق افراد زیاد سخت نیست. به حق خود قانع بودن هم کار مشکلی به نظر نمیرسه.
البته وقتی میبینیم که اهمیت فاجعهای مثل از بین رفتن دریاچه ارومیه از طرح عفاف و حجاب بیشتره، چه انتظاری میشه داشت برای اینکه یه برنامه جامع و کلی برای موردی مثل “فرهنگ کپیرایت” تصویب و اجرا بشه، یا حتی به جایی راه پیدا کنه برای تصویب و اجرا! اصلاً وضع راضیکنندهای نیست و امیدوارم هر چه زودتر چارهای اندیشیده بشه.
* سایت های خبری که بدون اجازه، ذکر منبع و یا لینک به منبع اقدام به انتشار محتوای دیگران میکنن، خبرگزاری نمیدونم، خبرگذاری به حساب میارم..! (گذار: بن مضارع از مصدر گذاشتن)
سال جدید، عید نو و دههی تازه
هشتادونه اونطوری که فکر میکردم آتشین نشد. البته بد هم نبود. ولی حداقل شش ماههی اولش خیلی خوب نبود. تغییراتی امسال تو زندگیم اتفاق افتاد. اما به جز یکی دو مورد، بقیه آنچنان بزرگ و موثر نبودن. امسال میتونست خیلی بهتر از چیزی که پیش اومد باشه.
مهم نیست. به هر شکل، همیشه همه چیز همونطوری که میخوایم نمیشه و همهچی بر وفق مراد آدم نیست. اما برنامههایی برای خودم و سال جدید ریختم که اگه درست و خوب بتونم اجراشون کنم، راحت میتونم به خیلی از چیزایی که واقعاً میخوامشون، برسم.
امیدورام از پسشون بر بیام.
در آخرین روزِ و آخرین دقایق زمستونِ دهه هشتاد، دلم میخواد برای همهی کسایی که میشناسم و دوسشون دارم، آرزوی سلامتی و موفقیت کنم. شاد و پیروز باشید.
۱۲ مارس، روز جهانی مبارزه علیه سانسور اینترنت
از زمانی که اینترنت از یک شبکهی ارتباطی بزرگ به یک رسانهی همگانی عظیم تبدیل شده، در کشورهای مختلف و به بهانههای متفاوت دستخوش سانسور و محدودیت شده است. شاید بیشتر از همه، سایتهای مستهجن، رسانههای خبری، بلاگها، شبکههای اجتماعی و… هر کدام به شکلی در کشورهای مختلف دنیا با قیچیِ سانسور در افتادهاند.
سانسور اینترنت که با نام فیلترینگ برای همه ما آشناست، در ایران به صورت رسمی از سال ۱۳۸۴ آغاز شد. در ابتدا سایتهای مستهجن مشمول این فیلترینگ شدند و رفتهرفته با افزایش لایههای فیلترینگ، تعداد سایتهای فیلتر شده افزایش یافت.
اما این لایههای ضخیم در پی اتفاقاتی که طی یکی دو سال اخیر افتاد، هر بار قطورتر شد و سایتها و بلاگهای خبری و سیاسیِ بسیاری را گرفتار کرد. شبکههای اجتماعی و حتی سایتهایی که تنها بار علمی و یا سرگرمی داشتهاند نیز بارها دچار این فیلترینگ شدند. به طوری که برخی از آنها نیز تا به امروز هم فیلتر هستند!
شاید از نظر حکومت سانسور بسیاری از این سایتها براساس قانون صحیح بوده و به درستی انجام شده، اما همه آگاهیم که سایتها، بلاگها و سرویسهای اینترنتی بسیاری هستند که به اشتباه فیلتر شده و از ایران در دسترس نیستند. به همین منظور لازم است مدیریت فیلترینگ حداقل با هوشمندی بیشتری به بررسی صفحات فیلتر شده بپردازد تا مردم را از استفاده از آنها محروم نکنند.
امروز ۱۲ مارس (۲۱ اسفند) را روز جهانی مبارزه علیه سانسور اینترنت قرار دادهاند. به همین مناسبت سایتی با عنوان World day against cyber-censorship که وابسته به سازمان روزنامهنگاران بدون مرز است، با ارائه آمار و اطلاعاتی در خصوص فیلترینگ و ابعاد آن در کشورهای جهان، به پایگاهی برای مبارزه با فیلترینگ ناصحیح تبدیل شده است.
لازم به ذکر است، با توجه به آمار و اطلاعاتی که در این سایت منتشر شده، متاسفانه کشور ما در میان کشورهای دشمن اینترنت، در جایگاه چهارم قرار گرفته است!
در این سایت از وبلاگ نویسانی که خواهان آزادی و جلوگیری از سانسور اینترنت هستند، درخواست شده که به این حرکت بپیوندند؛ امید است با توجه به اینکه فیلترینگ در همهی کشورهای جهان به نحوی اعمال میشود، این حرکتها و عکسالعملهای مثبت، منجر به بهبود اوضاع فعلی در ایران و سایر کشورهای جهان شود.
اتفاقات ناخوشایند؛ برخوردها و تحولات معکوس
هر روز شاهد اتفاقات، حوادث و حتی پدیدههای متفاوتی هستیم. بعضی عجیب و خندهدار و برخی هم حتی نارحت کننده و ناخوشایند هستند.
موارد و رفتارهایی که از طرف دوستان، آشنایان، غریبهها، پلیس، کارمند یک بانک یا اداره و … برای ما پیش میآیند، ممکن است احساسات متفاوتی را به ما القا کنند. اما به هر حال چنین مواردی اجتنابناپذیرند.
نکته اینجاست که در طول روزها و هفتههایی که میگذرانیم، به این اتفاقات و رفتارها، با دید مثبت و تجارب مفید بنگریم. در غیراینصورت در بسیاری از موارد منجر به افسردگی، تنفر و رفتارهای منفی متقابل از طرف ما میشوند.
خود من، اغلب اوقات سعی میکنم با اتفاقات و رفتارهای بد، مشکوک و ناخوشایند، ارتباطی معکوس برقرار کنم و تا جایی که می توانم به صورت مسالمتآمیز برخورد کنم. در صورتی که موفق به انجام این کار نشوم، حداقل از تجربه به دست آمده در ایجاد یک تغییر و تحولِ مثبت در خودم بهره می برم.
تصور میکنم این بهترین کاری است که می توانم انجام دهم. چون با برخوردها و رفتارهای متقابل و برداشتهای منفی از این موارد، مطمئناً نمیتوانم دستاورد مطلوبی داشته باشم.










