گذر زمان

روزنگار امیروفسکی

Archive for the ‘توصیه’ Category

نارنجی و انتشار ترجمه فارسی کتاب زندگی‌نامه استیو جابز

without comments

چند روز پیش، نارنجی از یک سورپرایز برای خوانندگانش خبر داد. خوانندگان، حدسهای زیادی در رابطه با آن زدند.
تعویض قالب، عرضه اپلیکیشن موبایلی، مصاحبه با افراد خاص و … از احتمالات و حدس های جالبی بودند که از ذهن خلاق کامنتورها تراوش کرد. آنها نزدیک به ۳۰۰ کامنت زیر این مطلب گذاشتند.

از میان این همه نظر و حدس و احتمال، عده معدودی نیز این سوپرایز را به استیو جابز که در روز انتشار این مطلب ۱۲۴ روز از مرگش می گذشت، مرتبط دانستند.

حدس این عده به چیزی که قرار بود رونمایی شود، نزدیک تر بود. نارنجی روز بعد (۱۸ بهمن)، طبق قرار در ساعت ۵، سورپرایزش را نمایان کرد.

steve-jobs-farsi-cover.jpeg

ترجمه فارسی کتاب زندگی‌نامه استیو جابز، سه ماه بعد از عرضه نسخه انگلیسی، سورپرایز نارنجی برای خوانندگانش بود.

این کتاب، اولین نسخه کامل فارسی بود که توسط یک مترجم مجرب (آقای ناصر دادگستر) آماده شده و ایشان ترجیح داده اند به جای صحبت با یک ناشر و چاپ کتاب، آن را در نارنجی و به صورت رایگان منتشر کنند. این، اولین کتابی میشد که در این سطح، به صورت رایگان و البته الکترونیکی منتشر شده است.

بعد از ویرایش چند باره کتاب توسط علی اصغر هنرمند، سرانجام با توافقات انجام شده، نسخه پی دی اف کتاب، در زمان مقرر برای دانلود در نارنجی قرار گرفت.

قبل از انتشار رسمی، یک نسخه به دستم رسید و چند روزی است مشغول مطالعه این کتاب هستم. قبل از آن، چند نسخه متفرقه از فصل های ابتدایی کتاب استیو را که به فارسی ترجمه و به عنوان نمونه‌ترجمه، در سایت های مختلف منتشر شده بود، خوانده بودم. اما نسخه ای که توسط نارنجی منتشر شد، همانطور که از چند روز قبلش هم اندکی در جریان آن بودم و تعریف و تصورش شده بود، نسخه ایده آلی به نظر رسید.

متن ترجمه شده بسیار روان و سلیس است. شاید با وجود سختگیری های زیاد در ویرایش هنوز هم ایرادات تایپی داشته باشد. و البته شاید در خصوص صفحه‌بندی و انتخاب فونت هایش، میشد بهتر عمل کرد. اما متن کتاب تا اینجا که مطالعه کرده ام بسیار خوب به نظر میرسد. جملات تا سرحد امکان کوتاه و روان هستند و ایراد نگارشی بر آنها وارد نیست. احترام به خواننده در متن این کتاب، حس می‌شود. تلاشی که برای ترجمه و ویرایش آن شده را از همین کیفیت در جمله بندی و پاورقی‌های توضیحی می توان فهمید.

پس از انتشار ترجمه کتاب استیو جابز توسط نارنجی، علیرغم حمایت‌ها و تشکرها، جهت‌گیری‌ها و حتی انتقادهایی نیز در سطح بلاگستان و حتی برخی سایت‌ها دیده شد. حتی برخی، دست جنباندند که کتابی که ترجمه کرده اند را زود منتشر کنند تا روی دستشان باد نکند. اما انتشار رایگان چنین کتابی به تشنگانی که در نارنجی منتظر یک نسخه‌ی شسته و رُفته از کتاب استیو بودند، به نظر من حرکتی مثبت بود. خصوصاً که به جای دریافت اجباری وجه کتاب و حق مترجم، از خوانندگانی که کتاب را دانلود می‌کردند، خواسته شده که در صورت امکان، وجهی را برای حمایت از این حرکت بپردازند.

در خصوص بحث کپی‌رایت کتاب نیز با جادی موافقم. کتاب بدون اجازه از نویسنده و ناشر چاپ شده. البته تلاش های زیادی برای برقراری ارتباط با آنها صورت گرفته اما پاسخی دریافت نشده است. به هر شکل، من فکر می‌کنم با توجه به انتشار رایگان کتاب، مشکلی وجود ندارد چرا که کتاب اصلی در آمریکا چاپ شده و اینجا (فارغ از نظر مثبت یا منفی ناشر و نویسنده) قانونی نقض نشده است.

آگاهم که این کتاب تا به حال چندین هزار بار از نارنجی دانلود شده. برخی از دانلودکنندگان نیز اقدام به کمک مالی کرده‌اند. حتی سایت‌هایی مثل پی۳۰دانلود و میهن دانلود، با اینکه فایل کتاب را به صورت جداگانه در سرورهای خودشان قرار دادند، حداقل، با اندکی با روشن‌بینی، لینک صفحه دانلود و حمایت مالی در نارنجی را نیز در پست‌هایشان قید کردند.

نهایتاً امیدوارم این مساله، منجر به شروع یک حرکت مناسب در وب فارسی شود و علاوه بر فرهنگ سازی و ترغیب کاربران به کتاب‌خوانی، آنها را با مبانی حمایت و کمک مالی در جامعه مجازی، آشنا کند. همچنین، حالا نارنجی با این حرکت، تبدیل به مکانی مناسب برای حمایت از مترجمینِ کمتر شناخته شده و کسانی شده است که تا به حال بخاطر محدودیت‌های نشر و چاپ کتاب، اقدام به ترجمه کتابی نکرده‌اند.

در آخر، به شما توصیه می کنم، اگر این کتاب را دانلود کردید، مطالعه آن را به هیچ عنوان پشت گوش نیاندازید. این کتاب را بخوانید و به شما قول می دهم که نه یک بار، بلکه چندین بار آن را خواهید خواند. در این کتاب تنها با زندگی استیو جابز آشنا نمی شوید، بلکه از جزئیات زیادی در رابطه با روند پیشرفت آمریکا و کمپانی های بزرگی که در حال حاضر حرف اول را در دنیا میزنند نیز آگاه می شوید که دانستنش برای کسانی که این کتاب را فقط دانلود هم کرده‌اند، ضروری است.

از زندگی چه می خواهیم!؟

with one comment

هر آدمی، در زندگی‌اش راهی انتخاب می‌کند. یا پیش می‌رود، یا باز می‌ماند. هیچ کس پسرفت نمی‌خواهد. کسی را هم نمی‌شناسم که بخواهد در مسیری که پیش می‌رود سرش به سنگ بخورد. اما ماجرا چیست؟ چرا همه قهرمان زندگی‌شان نمی‌شوند؟ چرا همه به آن نقطه اوجی که می‌خواهند، نمی‌رسند؟

اگر بخواهیم به ماجرا اینگونه بنگریم، سخت است رسیدن ِ به جواب. هر چند که جواب قاطعی هم وجود ندارد برای این سوالات! شاید برای رسیدن به جوابی ریز و دقیق، باید زندگی تک تک افراد موفق و ناموفق را زیر ذره‌بین بگذاریم و بررسی کنیم، که عملاً غیرممکن است.

اما یک چیز امکان پذیر است. کمی صبر کنیم. فکر کنیم. از اول. از ابتدا. زندگی ما. زندگی خودمان. از کجا شروع کرده‌ایم؟ چه مسیری طی کرده‌ایم؟ جذب چه چیزهایی شده‌ایم؟ چه چیزهایی جذبمان کرده‌اند؟ به نظر خودمان موفقیت‌هایمان چه بوده‌اند؟ کجاها گند زده‌ایم؟ چند بار موفقیت ها را تکرار کرده‌ایم؟ اشتباهات را چطور؟ کدام‌ها را بیشتر دوست داشته‌ایم؟ دوست‌داشتنی‌ها را ادامه داده‌ایم؟ درس خوانده‌ایم؟ چرا؟ چه کارهای مفیدی کرده‌ایم؟ به کجا میرویم؟ نهایتاً به کجا دوست داریم برسیم؟ و می‌خواهیم چه نامی در چه سطحی از ما باقی بماند؟

این سوالات ِ زیاد و البته ناقص را که از خود بپرسیم، شاید اندکی از سوالاتی که در ابتدای این مطلب پرسیدم را اقلاً در مورد خودمان، پاسخ بدانیم! و این خوب است..!

در واقع به نظر من هر چیزی که فکر می‌کنیم خوب است و به واسطه خواستن یا داشتن آن، به کسی آسیبی نمی‌رسانیم، در زندگی تاثیر مثبت دارد. پس باید برای آن تلاش کرد تا به آن رسید.

کمی فکر کنیم؛ بیشتر و بهتر بیاندیشیم و دوباره این سوالات را مرورشان کنیم. شاید پاسخ های بهتری به بعضی از آنها بدهیم.

نوشته شده توسط امیروفسکی

۷ آذر ۱۳۹۰ | ۱۰:۰۰

بلاگستان فارسی پس از یک دهه

without comments

حال که بلاگستان فارسی یک دهه را طی کرده، می توان تصور کرد اندکی به بلوغ رسیده است. فضای آن، بعد از این سال ها، تغییرات بسیاری داشته است. ده سال گذشته و وبلاگ های بسیاری به سرعت و کیفیت تولید محتوای فارسی اینترنت رونق بخشیده اند. وبلاگ نویس های بسیاری آمده اند و ساخته اند و مانده اند و برخی هم رفته اند. تلاش های عده ای که تعدادشان هم کم نیست، کمک بسیاری به این نهال نوپا کرده است.

کم کم بلاگستان به سمت حرفه ای شدن رفته. وبلاگ های بسیاری هستند که موضوعاتی مشخص را به شکلی تخصصی پوشش می دهند. برخی هم به سمت نوشتن پست های مینیمال روی آورده اند. بعضی افراد در پی اتفاقات این چند سال اخیر، سیاسی نویسی و طنزنویسی را موضوع قرار داده اند و بعضی نیز به جای نوشتن، پادکست و رادیوهای اینترنتی را ترجیح داده اند.

بلاگ های فارسی رشد خوبی داشته اند و حرکت و پویایی در بسیاری از آنها دیده می شود. اما به نظر من هنوز هم بسیاری محدودیت ها و کمبود خلاقیت و پیاده سازی ایده های نو، مثل آفتی برای بسیاری از بلاگ ها عمل می کند. حتی آنها که طرفداران بسیاری دارند و در سال های اخیر رشد خوبی داشته اند، متاسفانه با سرعتی نامحسوس به زوال می روند. به نظر می رسد در آینده نزدیک وبلاگ های موفق تر آنهایی هستند که خلاقیت بیشتری داشته باشند و به خوبی حرکات مثبت را پیاده کنند.

اما در مقابل برخی افراد، یکی از آفات بزرگ بلاگستان را شبکه های اجتماعی می دانند. هر چند که سرویس های مختلف، تعداد زیادی از کاربران را به سمت خود جذب کرده اند، اما جذب کردن آنها از شبکه های اجتماعی، امری است که وبلاگ ها باید به آن توجه داشته باشند. مطمئناً سرویس های سوشیال مقداری از قدرت وبلاگ ها را به خود اختصاص داده اند. اما همین سرویس ها همانند یک زمین ِ آماده برداشت محصول، برای وبلاگ ها مفید هستند. وبلاگ ها باید برای شناساندن فعالیت خود، از این سرویس ها استفاده کنند. هر چند که کار آسانی نیست، اما از اینکه صرفاً این سرویس ها را مقصر نهایی دانست و نشست و زوال را دید، پر ثمر تر است.

در نهایت، امیدوارم در ابتدای دهه دوم بلاگستان، این مجموعه بزرگ تر، بالغ تر، آگاه تر و پر ثمرتر از گذشته حرکت کند. باشد که در سال های آتی، شاهد رشد و عظمت بیشتر آن باشیم و بلاگ هایی تازه و فراوان در حوزه های مختلف به آن اضافه شوند.

پانویس:
سایت رسمی روز بلاگستان فارسی
روز بلاگستان فارسی در ۱۳۸۹ (گذر زمان)
روز جهانی وبلاگ (گذر زمان)

مورد عجیب کپی‌رایت!

with 2 comments

یکی از مهمترین مسائلی که تو این مملکت حل نشده باقی مونده، کپی‌رایته. حقوق پدیدآورنده و ناشران هنوز تو این مملکت جا نیفتاده. به جرات می‌تونم بگم که تقریباً هیچ‌کس تو این ممکلت نیس که حداقل در یک موردی حقوق مادی و یا معنوی کسی رو بالا نکشیده باشه.

اما چیزی که از همه زجرآورتره اینه که محتوایی که برای اطلاع‌رسانی عمومی و افزایش آگاهی مردم تولید کنی رو بدون اجازه بازنشر کنن و با کمال وقاحت و البته با خیال راحت ازش برای خودشون پول بسازن!

قبلاً توی بازی وبلاگی نارنجی، در مورد کپی‌رایت تو وب فارسی نوشته‌م. اما اینبار می‌خوام یه کم ریشه‌ای‌تر بهش نگاه کنم.

خبرنگارا، نویسنده‌ها و وبلاگ‌نویسا، از زمان و هزینه‌هایی که برای تولید یک مطلب مفید گذاشته میشه، آگاه هستن. و اگه انسان‌های فرهیخته و درستی باشن (که اغلب هستن)، حقوق نویسنده یا نویسنده‌های نوشته‌ها رو مورد احترام قرار میدن. اما مشکل اصلی با بعضی وبلاگ‌ها و متاسفانه سایت‌ها، پورتال‌ها و خبرگذاری‌ها*ست.

من نمی‌دونم چطور یک سایت می‌تونه عنوان خبرگزاری رو به دوش بکشه و بدون توجه به قوانین کپی‌رایتی که هر فرد یا وبگاهی مشخص می‌کنه، اقدام به انتشار محتوای اون بکنه! این نشان از عمق فاجعه در زمینه‌ی کمبود فرهنگ‌سازی‌ها برای کپی‌رایته. وگرنه رعایت کردن حقوق افراد زیاد سخت نیست. به حق خود قانع بودن هم کار مشکلی به نظر نمی‌رسه.

البته وقتی می‌بینیم که اهمیت فاجعه‌ای مثل از بین رفتن دریاچه ارومیه از طرح عفاف و حجاب بیشتره، چه انتظاری میشه داشت برای اینکه یه برنامه جامع و کلی برای موردی مثل “فرهنگ کپی‌رایت” تصویب و اجرا بشه، یا حتی به جایی راه پیدا کنه برای تصویب و اجرا! اصلاً وضع راضی‌کننده‌ای نیست و امیدوارم هر چه زودتر چاره‌ای اندیشیده بشه.

* سایت های خبری که بدون اجازه، ذکر منبع و یا لینک به منبع اقدام به انتشار محتوای دیگران می‌کنن، خبرگزاری نمی‌دونم، خبرگذاری به حساب میارم..! (گذار: بن مضارع از مصدر گذاشتن)

راه موفقیت!

without comments

برای اینکه راه موفقیت رو بدونی‌، اول باید مرور کنی و ببینی در حال حاضر به نظر خودت چقدر موفقی. یه راه تستش اینه که مثلاً یه روز خودتو در نظر بگیری. ببین چه کارایی رو طی یه روز انجام میدی؟ چه ساعتی از خواب پا میشی؟ اگه شغلی داری، کِی سر کار حاضر میشی؟ چه کارایی در طول روز انجام میدی؟ به نظر خودت چقدر بازدهی داری و چقدر وقت هدر میدی؟ راضی ای از بازدهی خودت؟ کارت؟ مسیری که داری طی می‌کنی موافق میلت هست؟ اگه راضی نیستی چی می‌تونه ارضات کنه؟ به چی علاقه داری؟ چه چیزابی و چه افرادی باعث میشن سریع‌تر به هدف‌هات برسی؟ موانع چی هستن؟

این سوالا و جواباشون رو تو ذهنت مرور کن. مطمئناً فرق کارای بیهوده رو از کارای مهم و با اهمیتی که در حال حاضر داری انجام میدی می‌تونی تشخیص بدی. همیشه مهم باش، کارای نتیجه‌دار و هدفمند انجام بده و ایده‌آل فکر کن.

شاید تو از نظر خیلی از آدما موفق باشی. شاید خیلیا بخوان جای تو باشن. و البته شاید هم آدمای زیادی تو رو یه موجود بی‌مصرف بدونن و حتی وجودت خیلی براشون مهم نباشه. اما اینا مهم نیست. مهم چیزیه که خودت در مورد خودت فکر می‌کنی و خودت می‌خوای بهش برسی.

به نظر من رسیدن به موفقیت الزاماً به نظر آدمای دیگه بستگی نداره. شاید آگاهی و اهمیت دادن به علایق، تمرکز حداکثری برای رسیدن به اهداف نهایی و کار، کار و کار رو بشه مهمترین مواردی دونست که می‌تونن راه موفقیت رو برای خیلی از آدما هموار کنن.

نوشته شده توسط امیروفسکی

۲۱ مرداد ۱۳۹۰ | ۱۵:۴۵

۱۲ مارس، روز جهانی مبارزه علیه سانسور اینترنت

without comments

از زمانی که اینترنت از یک شبکه‌ی ارتباطی بزرگ به یک رسانه‌ی همگانی عظیم تبدیل شده، در کشورهای مختلف و به بهانه‌های متفاوت دستخوش سانسور و محدودیت شده است. شاید بیشتر از همه، سایت‌های مستهجن، رسانه‌های خبری، بلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی و… هر کدام به شکلی در کشورهای مختلف دنیا با قیچیِ سانسور در افتاده‌اند.

سانسور اینترنت که با نام فیلترینگ برای همه ما آشناست، در ایران به صورت رسمی از سال ۱۳۸۴ آغاز شد. در ابتدا سایت‌های مستهجن مشمول این فیلترینگ شدند و رفته‌رفته با افزایش لایه‌های فیلترینگ، تعداد سایت‌های فیلتر شده افزایش یافت.

اما این لایه‌های ضخیم در پی اتفاقاتی که طی یکی دو سال اخیر افتاد، هر بار قطورتر شد و سایت‌ها و بلاگ‌های خبری و سیاسیِ بسیاری را گرفتار کرد. شبکه‌های اجتماعی و حتی سایت‌هایی که تنها بار علمی و یا سرگرمی داشته‌اند نیز بارها دچار این فیلترینگ شدند. به طوری که برخی از آنها نیز تا به امروز هم فیلتر هستند!

شاید از نظر حکومت سانسور بسیاری از این سایت‌ها براساس قانون صحیح بوده و به درستی انجام شده، اما همه آگاهیم که سایت‌ها، بلاگ‌ها و سرویس‌های اینترنتی بسیاری هستند که به اشتباه فیلتر شده و از ایران در دسترس نیستند. به همین منظور لازم است مدیریت فیلترینگ حداقل با هوشمندی بیشتری به بررسی صفحات فیلتر شده بپردازد تا مردم را از استفاده از آنها محروم نکنند.

امروز ۱۲ مارس (۲۱ اسفند) را روز جهانی مبارزه علیه سانسور اینترنت قرار داده‌اند. به همین مناسبت سایتی با عنوان World day against cyber-censorship که وابسته به سازمان روزنامه‌نگاران بدون مرز است، با ارائه آمار و اطلاعاتی در خصوص فیلترینگ و ابعاد آن در کشورهای جهان، به پایگاهی برای مبارزه با فیلترینگ ناصحیح تبدیل شده است.

 

لازم به ذکر است، با توجه به آمار و اطلاعاتی که در این سایت منتشر شده، متاسفانه کشور ما در میان کشورهای دشمن اینترنت، در جایگاه چهارم قرار گرفته است!

در این سایت از وبلاگ نویسانی که خواهان آزادی و جلوگیری از سانسور اینترنت هستند، درخواست شده که به این حرکت بپیوندند؛ امید است با توجه به اینکه فیلترینگ در همه‌ی کشورهای جهان به نحوی اعمال می‌شود، این حرکت‌ها و عکس‌العمل‌های مثبت، منجر به بهبود اوضاع فعلی در ایران و سایر کشورهای جهان شود.

اتفاقات ناخوشایند؛ برخوردها و تحولات معکوس

without comments

هر روز شاهد اتفاقات، حوادث و حتی پدیده‌های متفاوتی هستیم. بعضی عجیب و خنده‌دار و برخی هم حتی نارحت کننده و ناخوشایند هستند.

موارد و رفتارهایی که از طرف دوستان، آشنایان، غریبه‌ها، پلیس، کارمند یک بانک یا اداره و … برای ما پیش می‌آیند، ممکن است احساسات متفاوتی را به ما القا کنند. اما به هر حال چنین مواردی اجتناب‌ناپذیرند.

نکته اینجاست که در طول روزها و هفته‌هایی که می‌گذرانیم، به این اتفاقات و رفتارها، با دید مثبت و تجارب مفید بنگریم. در غیراینصورت در بسیاری از موارد منجر به افسردگی، تنفر و رفتارهای منفی متقابل از طرف ما می‌شوند.

خود من، اغلب اوقات سعی می‌کنم با اتفاقات و رفتارهای بد، مشکوک و ناخوشایند، ارتباطی معکوس برقرار کنم و تا جایی که می توانم به صورت مسالمت‌آمیز برخورد کنم. در صورتی که موفق به انجام این کار نشوم، حداقل از تجربه به دست آمده در ایجاد یک تغییر و تحولِ مثبت در خودم بهره می برم.

تصور می‌کنم این بهترین کاری است که می توانم انجام دهم. چون با برخوردها و رفتارهای متقابل و برداشت‌های منفی از این موارد، مطمئناً نمی‌توانم دستاورد مطلوبی داشته باشم.

شب یلدا و «شادگویی شبانه»

with 2 comments

چند روزی از دوماه بیشتره که اینجا رو گردگیری نکردم. نشده دیگه. حالا به حساب کار و دانشگاه و دوستان و تنبلی و هر چیز دیگه‌ای که می‌خوای بیار.

دیگه داشتم به این تنیجه می‌رسیدم که مث اینجا و اینجا فقط اشاره‌ای به روز آخر پاییز ۸۹ که یلدا هم هست بکنم و دوباره معلوم نباشه کِی به اینجا سر می‌زنم. اما صادق جم با یه حرکت خوب وبلاگ‌نویس‌ها رو به بهونه‌ی شب یلدا، به یه بازی و حرکت وبلاگی به اسم «شادگویی شبانه» تشویق و ترغیب کرد.

شب یلدا از قدیم ندیما یه فرصتی بوده واسه شب‌نشینی. اکثراً تو این بلندترین شب سال معمولاً می‌شینیم دور هم و از داستانای قدیمی و خاطرات و اتفاقات و حوادث و اینا میگیم واسه هم. به هر حال شب یلداس دیگه و منم حداقل تو این یه شب، نمی‌خوام از ناملایماتِ این دوره زمونه که کم هم نیستن بگم.

همونطوری که امین ثابتی هم اینجا گفته، حرف زدن از شادی به مراتب از گفتنِ غم و غصه سخت‌تره. سخت بوده و سخت‌تر هم شده. راستم میگه..

از خوشی حرف زدن سخته. البته نه واسه دوستایی که هر روز می‌بینیم و می‌تونیم هر جور اتفاقی رو به شکلی خنده‌دار براشون تعریف کنیم. اما جداً نوشتنِ یه ماجرای خنده‌دار یا حتی خنده‌ندار طوری که بتونی هر جور خواننده‌ای با هر سطحِ شناختی که ازت داره تحت تاثیر قرار بدی، مشکله خب. مینیمال‌بلاگ هم نیست اینجا که لحنم رو بشناسیُ مثلاً با یه «پخ» بخندی یا حتی بترسی!

در واقع من تو این بازی شرکت نکردم که «شادگویی» کنم. به هر حال اگه بخوام از شادی‌هایی که برام اتفاق افتاده بگم، می‌تونم به خیلی از چیزایی که از یلدای پارسال به من گذشته اشاره کنم ولی خیلیاشون به درد شما نمی‌خوره. برا همینم چون ممکنه برای خودتونم همینطور بوده باشه، چیزی نمیگم و ازتون می‌خوام به اتفاقای خوب و خنده‌داری که بهت گذشته فک کنین. اینطور تاثیر بیشتری هم داره و ممکنه خیلی بیشتر بخندین تا اینکه من بخوام یه جریان خیلی باحال رو خیلی بی‌مزه تعریف کنم برات.

البته این مختص شب یلدا نیستُ باید همیشه به چیزایی خوب فکر کنین.

کاش تو آخرین روز آخرین پاییز آخرین سال دهه هشتاد شاد باشین و بهروز

روز جهانی وبلاگ

with 6 comments

Blog Day 2010

امروز روز جهانی وبلاگ است. ۳۱ آگوست را بخاطر شکل ظاهری این روز به کلمه ی Blog روز جهانی بلاگ نام نهاده اند.

وبلاگ نویسان قدیمی و جدید بسیاری، در این روز فرصت را غنیمت می شمرند تا به معرفی چند وبلاگ در وبلاگشان دست بزنند. با اینکه گذر زمان وبلاگی نسبتاً شخصی و خصوصی به شمار می رود، امیروفسکی هم در این حرکت جمعی شرکت کرده تا پنج وبلاگ را به این بهانه به خوانندگان کم تعدادش معرفی کند.

سنگ نوشته های مهزیار: این وبلاگ، نوشته های مهزیار مقدم -یک عاشق کوهنوردی و سنگنوردی- است که از خاطرات و ابزارهای این ورزشها در وبلاگش می‌نویسد.

اگزا: فرهاد، نویسنده‌ی وبلاگ اگزا است که بیشتر از آی تی می نویسد.

برخط: وبلاگ تحریریه هفته‌نامه‌ی عصر ارتباط که اخبار و نوشته های غیرقابل انتشار در هفته نامه را در این وبلاگ قرار می دهند. این وبلاگ در روزهای ابتدایی عید ۸۹ و با نام سیزده شروع به کار کرد، اما زمانی که مورد توجه قرار گرفت، با نام «برخط» کار خود را ادامه داد.

یادداشت های یک گلابی دیوانه: نوشته های این وبلاگ، طنزهایی جذاب و اجتماعی هستند که یک گلابی دیوانه مسئولیتشان را به عهده گرفته است.

VizViz: این وبلاگ که نوشته هایی در مورد وب ۲٫۰، آی تی و بحث های مشابه دارد مدتی است توسط مهرداد نایب نوشته می شود که بسیار خواندنی و جذاب می‌نویسد.

اگر می‌خواهید نوشته های سایر وبلاگ نویسان را در مورد این روز بخوانید، لیستش را اینجا یا اینجا مشاهده کنید.

نوشته شده توسط امیروفسکی

۹ شهریور ۱۳۸۹ | ۱۷:۵۳

درسنامه، آموزش در ایمیل شما

without comments

آموزش از راه دور، چند سالیه که توی آموزش موضوعات بسیاری، به روشی جایگزین روشهای سنتی آموزش تبدیل شده. سایت‌های مختلفی در این رابطه به وجود آمده‌اند که کاربران عام و خاصی رو در مورد موضوعی مشخص آموزش میدن.

اما چند روز پیش تو وبلاگ امین ثابتی مطلبی در مورد سایت درسنامه خوندم و سریعاً به این سایت سر زدم که ببینم ماجرا از چه قراره. با توجه به توضیحات امین ثابتی و اولین نگاهی که به این سایت انداختم، متوجه تفاوت درسنامه با سایر شبکه‌های آموزش از راه دور شدم.

درسنامه - آموزش در ایمیل شما

سیستم درسنامه و در واقع ایده‌ای که این سایت در تولید محتوا و آموزش دادن اون به کاربرا داره تفاوت نسبتاً زیادی با سایت‌های مشابه داره. البته این تفاوت رو در مورد نحوه انتقال دروس به کاربران و عام بودنش باید در نظر بگیریم.

اصل کار درسنامه، آموزش از طریق ایمیله. به این ترتیب، هر کس که بخواد می‌تونه با مراجعه به درسنامه و یا ارسال یک ایمیل بدون موضوع و متن به آدرس help[at]darsnameh[dot]com از دوره‌هایی که در حال برگزاری هستن، آگاه بشه. هیچ دوره‌ای زمان آغاز و پایان نداره. هر کس که بخواد می‌تونه هر وقت که بخواد به صورت رایگان و با مشترک شدن در درس‌های هر دوره، اونا رو از طریق ایمیل دریافت کنه. ظاهراً مدرک پایان دوره هم به کاربرانی که دوره رو بگذرونن و با موفقیت در آزمون‌ها شرکت کنن، داده میشه.

نکته‌ی جالب و قابل توجه درسنامه اینجاست که هر کس هم که بخواد می‌تونه توی تولید محتوای دروس (و در هر موردی که بتونه کاربر پسند باشه)، با درسنامه همکاری و دوره‌های آموزشی جدید تولید کنه و کاربرای اینترنت رو آموزش بده. برای این کار می‌تونه با ایمیلی که به همین منظور ایجاد شده، مکاتبه کنه.

به نظر من ایده‌ی خوبی بوده و تا اینجا هم به خوبی اجرا شده.
وقتیکه این مطلب نوشته شد، درسنامه دو تا دوره رو شامل میشد که من توی هر دو شون (آموزش وبلاگ‌نویسی – آموزش مقدماتی و آشنایی با حرفه‌ی روزنامه‌نگاری) ثبت‌نام کردم. لازمه اعتراف کنم درس اول این دو دوره اینقدر سلیس، روان و عالی نگارش شده، که نه‌تنها به خوبی قابل درک هر کسی هست، بلکه شخصاً به شدت منتظر درس‌های بعدی و مطالعه اونا هم هستم.

توصیه می‌کنم اگه شما هم علاقمند به یادگیری هستید، فرصت رو از دست ندین و همین حالا با مراجعه به درسنامه توی دوره‌های اون شرکت کنین و طعم شیرین آموزش از راه دور رو توی ایمیلتون بچشین. اگه هم سوالی از درسنامه دارین، احتمالاً اون رو اینجا پیدا می‌کنین. درباره درسنامه از زبون خودش هم اینجا بخونین.

نوشته شده توسط امیروفسکی

۲۹ مرداد ۱۳۸۹ | ۲۲:۴۹