Archive for the ‘توصیه’ Category
درسنامه، آموزش در ایمیل شما
آموزش از راه دور، چند سالیه که توی آموزش موضوعات بسیاری، به روشی جایگزین روشهای سنتی آموزش تبدیل شده. سایتهای مختلفی در این رابطه به وجود آمدهاند که کاربران عام و خاصی رو در مورد موضوعی مشخص آموزش میدن.
اما چند روز پیش تو وبلاگ امین ثابتی مطلبی در مورد سایت درسنامه خوندم و سریعاً به این سایت سر زدم که ببینم ماجرا از چه قراره. با توجه به توضیحات امین ثابتی و اولین نگاهی که به این سایت انداختم، متوجه تفاوت درسنامه با سایر شبکههای آموزش از راه دور شدم.
سیستم درسنامه و در واقع ایدهای که این سایت در تولید محتوا و آموزش دادن اون به کاربرا داره تفاوت نسبتاً زیادی با سایتهای مشابه داره. البته این تفاوت رو در مورد نحوه انتقال دروس به کاربران و عام بودنش باید در نظر بگیریم.
اصل کار درسنامه، آموزش از طریق ایمیله. به این ترتیب، هر کس که بخواد میتونه با مراجعه به درسنامه و یا ارسال یک ایمیل بدون موضوع و متن به آدرس help[at]darsnameh[dot]com از دورههایی که در حال برگزاری هستن، آگاه بشه. هیچ دورهای زمان آغاز و پایان نداره. هر کس که بخواد میتونه هر وقت که بخواد به صورت رایگان و با مشترک شدن در درسهای هر دوره، اونا رو از طریق ایمیل دریافت کنه. ظاهراً مدرک پایان دوره هم به کاربرانی که دوره رو بگذرونن و با موفقیت در آزمونها شرکت کنن، داده میشه.
نکتهی جالب و قابل توجه درسنامه اینجاست که هر کس هم که بخواد میتونه توی تولید محتوای دروس (و در هر موردی که بتونه کاربر پسند باشه)، با درسنامه همکاری و دورههای آموزشی جدید تولید کنه و کاربرای اینترنت رو آموزش بده. برای این کار میتونه با ایمیلی که به همین منظور ایجاد شده، مکاتبه کنه.
به نظر من ایدهی خوبی بوده و تا اینجا هم به خوبی اجرا شده.
وقتیکه این مطلب نوشته شد، درسنامه دو تا دوره رو شامل میشد که من توی هر دو شون (آموزش وبلاگنویسی – آموزش مقدماتی و آشنایی با حرفهی روزنامهنگاری) ثبتنام کردم. لازمه اعتراف کنم درس اول این دو دوره اینقدر سلیس، روان و عالی نگارش شده، که نهتنها به خوبی قابل درک هر کسی هست، بلکه شخصاً به شدت منتظر درسهای بعدی و مطالعه اونا هم هستم.
توصیه میکنم اگه شما هم علاقمند به یادگیری هستید، فرصت رو از دست ندین و همین حالا با مراجعه به درسنامه توی دورههای اون شرکت کنین و طعم شیرین آموزش از راه دور رو توی ایمیلتون بچشین. اگه هم سوالی از درسنامه دارین، احتمالاً اون رو اینجا پیدا میکنین. درباره درسنامه از زبون خودش هم اینجا بخونین.
عادت سازی
مدتیه دارم یه باگ یابی میکنم تو خودم. میخوام ببینم مشکل از کجاست که بعضی روزا نمیتونم بنویسم و بعضی روزا حتی تا چند هزار کلمه هم مینویسم..! توی این فکر کردنا به یه نتایجی رسیدم. دلایلی منطقی و غیرمنطقی پیدا کردم. ولی راه مناسبی برای رفع مشکل پیدا نشد. البته این مشکلیه که در مورد من فقط تو نوشتن وجود نداره.
تصمیم گرفتم یه کاری بکنم؛ چون اینطوری نمیشد ادامه داد؛ ولی نمیدونستم چه کاری و چطوری!؟ تو همین اثنا علیاصغر هنرمند یه ایده جالب بهم داد: «باید عادت کنی به نوشتن..» اما چطوری!؟
روشی که پیشنهاد داد، برام جالب و در عین حال مشکل بود؛ «برای عادت کردن به انجام هر کاری، باید سعی کنی اون کار رو برای ۹۰ روز بدون استثنا (مگر در موارد خیلی خاص) انجام بدی.»
با همین ایده این تصمیم رو گرفتیم و در واقع یه جور قرارِ همراه با جریمه گذاشتیم. اینکه برای ۹۰ روز (و در واقع تا زمان تثبیت کامل عادت) هر روز “به مقدار مشخصی بنویسم”. و اگه یه روز ننوشتم، جریمهش سه برابر نوشتنه..! البته برای رسیدن به این عادت، کار نباید به اونجا بکشه که همینطوری زیاد شه تعداد روزای ننوشتنم!
این کار رو به صورت شخصی و برای تغییر در یهسری عادت بد و همچنین ایجاد یهسری عادت تازه، بهینه و مثبت دیگه هم میخوام انجام بدم.
چرا برنامهریزی تحصیلی وجود نداره!!؟
پسر داییای دارم، که تازه اول دبیرستان رو تموم کرده. بچهی ساده و مهربونیه اما چند روز پیش که اومده بود خونهمون، احساس کردم خیلی بیبرنامهس واسه آیندهش. نه میدونه چه رشتهای رو میخواد ادامه بده و نه میدونه چه کاری رو میخواد در آینده انجام بده!
درسته که شاید به نظرت این مسأله به من مربوط نشه ولی همین مورد دلیلی برای نوشتن این مطلب شد.
چیزی که منو به فکر انداخت، این بود که “چرا هیچ برنامهی مشخص و مدونی برای استعدادیابی بچهها وجود نداره؟” شخصاً در طول ۱۲ سال دوران تحصیلم فقط یه درس ۱ واحدی توی دبیرستان یادمه تحت عنوان «برنامه ریزی تحصیلی و شغلی». برای این درس، یه دبیر گذاشته بودن که اینقدر بیعرضه و بیجَذَبه بود که بچهها همون جلسه اول اینقدر اذیتش کردن که طرف با چشمهایی تقریباً خیس، کلاس و مدرسه (و شاید حتی شهر) ما رو برای همیشه ترک کرد..! بعدشم که یادم نمیاد دبیر دیگهای برامون آوردن یا نه!
چرا باید یه همچین مورد مهمی، هیچ ارزشی تو سیستم آموزشی ما نداشته باشه و اهمیتی بهش ندن؟ به جرأت میتونم بگم که ۹۰ درصد بچههایی که سال اول دبیرستان رو تموم میکنن (مثل همین پسر داییم) و حتی اونایی که انتخابشون رو انجام میدن و میرن که کنکور بدن، نمیدونن میخوان چی بخونن و چه کاره بشن!!
تو ایران نه استعدادیابی درستی انجام میشه، نه حتی به بچهها آموزشی برای شناسایی استعدادها و پرداختن به اونها، داده میشه! بعد هم همه انتظار داریم که پیشرفت کنیم و از اینکه داریم در جا میزنیم، ناراحت میشیم. به نظرم به جای اینکه واسه کلاسای آموزش علوم مذهبی، اینقدر تایم از بچهها بگیرن، باید از اولین تا آخرین دوران تحصیلات قبل از دانشگاه (و حتی بعد از اون) روی آموزش بچهها برای کشف استعدادها و علایق واقعیشون زمان گذاشته بشه. که متاسفانه تا اونجا که من میبینم و میدونم، خبری نیست!
نتیجهشم میشه افزایش بیکاری، نارضایتی عمومی، خلافکاری، سایر معضلات اجتماعی و در نهایت عدم پیشرفت!
کپی ممنوع!
امروز دقیقاً یک هفته به سالگرد آغاز به کار رسمی من و نارنجی باقی مونده. آغاز به کاری که با کپیبرداری ناخواسته(!) شروع شد و با نویسندگی ادامه پیدا کرد. در طول این مدت اتفاقای زیادی برای نارنجی افتاده، پستی و بلندیهای فراوانی داشتیم و البته رشد خوبی هم برقرار بوده. از نوشتن روتین مطالب و سوژههایی مناسب و درخور نارنجی تا وبلاگنویسیهای زنده، همه برای من خوشایند و لذت بخش بودن. به هر شکل همه خوشیها و ناراحتیها گذشته و تبدیل به خاطرات و تجربههای مفیدی شده که واقعاً دوسشون دارم.
اما یک مورد که خیلی تکرار میشه، کپی برداری از مطالبیه که ما نارنجینویسان با زحمت فراوان تولید و به رایگان در اختیار خوانندگان قرار میدیم. بارها شده که فقط با جستجوی تیتر مطالب نارنجی به صدها و حتی گاهی هزاران مورد مشابه برخورد کردم. اوایل شاید حتی ذوق میکردم که مطلبی که نوشتم، به این حد جذاب و عالی بوده که به این تعداد تو وب منتشر شده! اما وقتی وبلاگها و حتی وبسایتهای یافته شده در نتایج جستجو را مرور میکردم و خبری از لینک منبع و حتی نام و نشانی از نارنجی و یا نویسنده مطلب توی اکثرشون نمیدیدم، ناراحت و گاهی عصبانی میشدم! و صد البته که متاسفانه هنوز هم این ماجرا اتفاق میفته..!
تکرار این مورد در نشریات چاپی هم کم نبود و به نشریه مربوطه تذکر میدادیم، اما در بسیاری موارد، کسی اهمیت نمیداد و انتشار بیاجازه و بدون ذکر منبع، ادامه داشته و دارد! البته ما هم بیکار ننشسته و در دو مورد (+ و +) نشریات متخلف رو به اجبار و به خاطر تکرار در کپیبرداری، به نوعی روی صندلی داغ نشوندیم.
اما سوال پیش میاد که چطور میشه از مطالب یک سایت دیگه استفاده کرد که دچار مشکل نشد..؟
به نظر من هر سایت، وبلاگ و نشریهای که مطلبش تازگی داره و مشخصاً با گذاشتن وقت و انرژی مطالبش رو منتشر میکنه، داره تولید محتوا میکنه. حتی اگه مطلبش رو از سایتی دیگه برداشته و ترجمه کرده؛ چرا که این کار اسمش تالیف مطلبه نه کپی برداری. اما در مقابل هر که مطالبش رو از سایتای دیگه تهیه میکنه و تولیدکنندهی مطالبش شخصاً زحمتی برای نوشتن مطالب نمیکشه، اقلاً نمیشه اسمش رو تولیدکنندهی محتوا گذاشت.
خب تا اینجا مشخص شد که چه کسی تولید کننده مطلب هست و چه کسی نیست. اما در مرحله دوم باید توجه کرد که وبلاگها وبسایتها و نشریاتی که از مطالب دیگران برای رسانهی خودشون استفاده میکنن، دو دسته هستند؛ دستهای که بدون اجازه و بدون ذکر منبع مطالب اقدام به برداشتن مطالب میکنن و دستهای که اجازه قبلی میگیرن و یا منبع رو ذکر و البته لینک میکنن.
عموماً سایتهایی که اقدام به تالیف و نشر مطالب تازه و دست اول میکنن اجازهنامه و یا قوانینی رو برای بازنشر مطالبشون در دید خوانندهها قرار میدن که هر کسی بدونه چطور میتونه از مطالب اون استفاده کنه. مثلاً نارنجی استفاده از مطالب رو با ذکر منبع بلامانع و استفاده از مطالب در نشریات چاپی رو هم با کسب اجازه قبلی مجاز اعلام کرده.
پس این مخاطبه که باید طبق قانونی که سایت مربوطه تعیین کرده، برای بازنشر مطالب اون سایت استفاده کنه. و در غیر اینصورت پُر واضحه که متخلف با عناوینی مثل بیمعرفت، کپیکن و حتی دزد و … شناخته میشه. خب فکر نمیکنم که هیچکس دوست داشته باشه خودش، نشریهش یا سایتش به همچین اتهامی گرفتار بشه که این مورد علاوه بر اینکه نشون میده اخلاق خبرنگاری رو زیر پا میذارن، از محبوبیت احتمالیای که ممکنه به سختی براشون به دست اومده باشه هم کم میکنه و نامشون رو هم مخدوش میکنه.
پس چرا با وجود چنین مواردی ناخوشایندی، باز هم چنین مشکلاتی به وجود میاد؟ دلیل این امر کاملاً مشخصه: ‘عدم وجود قانون رسمی و مجازات برای متخلفین’.
با وجود همهی اتفاقات ناخوشایندی که برای متخلفین پیش میاد، اونا چون تقریباً مطمئنن که توی ایران هیچ مشکل حقوقی براشون پیش نمیاد، اهمیت چندانی به قوانین حق نشر در وب نمیدن.
در صورتیکه قانون مشخص و جامعی برای این مورد تصویب شه و مجازات سنگینی هم براش لحاظ کنن (و البته بهش عمل کنن) مطمئناً نتیجهی خوبی میده و تا حدود زیادی از بازنشر غیرقانونی جلوگیری میشه. هرچند که فکر نمیکنم این اتفاقات به این زودی پیش بیاد. ولی این دلیل نمیشه که اخلاق رو زیر پا بذاریم و باز هم اقدام به کپیبرداری از محتوای تولید شدهی دیگران بکنیم.
به امید روزی که همه به قوانین و البته حقوق دیگران احترام بذارن. اقلاً کاش در وب فارسی این مورد جا بیفته تا شاهد پیشرفت بهتر و سریعترش باشیم.
ایرانسل به قهقرا می رود
الان بیشتر از یه ساله که ایرانسل دارم، نه میتونم بگم راضی و نه میتونم بگم ناراضی ام. ناراضی نیستم، چون اقلاً به اس.ام.اسامون کاری نداره، دوس داری فارسی تایپ کن، اگه عشقتم میکشه، فینگلیش تایپ کن، همون 16 تومن رو باید بدی، بعدشم اینکه اینترنتش خیلی به کارم اومده تا حالا و واقعاً در خیلی از موارد به کارم اومده، که باز قیمتشم از «همراه اول» کمتره.
اما بگم از معایب استفاده از ایرانسل عزیزم…
قطعی شبکه، اس.ام.اس و اینترنت بدون اعلام قبلی.
گیج کردن مشتری با طرح های رنگی و غیررنگی و کوفت و زهرمار و …
فرستادن اس.ام.اس های تبلیغاتی زیاد و در عین حال شلوغی شبکه و …
قطع شدن جی.پی.آر.اس در مواقع حساس و مورذ نیاز.
پاسخگو نبودن اپراتورهای ایرانسل به مشتری ها.
ناتوانی در برقراری تماس با شماره های سه رقمی از قبیل 118 و 133 که بسیار به کار میاد. (حالا با اطلاعات تلفن میشه تماس گرفت: کدشهر+3333333 ، اما سایر شماره های سه رقمی رو با ایرانسل نمیشه گرفت)
یه چیز جالبی هم که اتفاق افتاده و به نظر من یه کلاهبرداری از افرادی ِ که استفاده ی نرمال از خطشون دارن، همین طرح شارژ کردن ِ با 144 هستش. که مشتری گول 20% شارژ اضافی رو میخوره. چون 80% مشتری ها نمی دونن که ظرف 5 روز اگه از کل شارژشون+20% مثلاً هدیه استفاده نکنن، همش میره رو هوا. در حالیکه اگه شارژ معمولی بزنن، خب شارژشون بیشتر از 5 روز براشون می مونه. خب شاید نخوان ظرف 5 روز آتیش بزنن به شارژشون.
به هر شکل این سیاست ها کم کم محبوبیتی که ایرانسل پیدا کرده بود و فشار زیادی هم به همراه اول آورد رو کم و کمتر می کنه و فکر می کنم با اومدن اپراتور سوم همراه به ایران ایرانسل رو حتی به ورطه ورشکستگی ببره. البته جریان قطعی اس.ام.اس و چی.پی.آر.اس رو هم در دوره قبل و بعد از انتخابات هنوز یادمون نرفته و نمیره. آخه از «همراه اول» در اون مورد انتظاری نمی رفت، چون یه شرکت دولتی بود، اما ایرانسل، به هیچ وجه عذرش موجه نیست.
پس مسولین و مدیرای ایرانسل بدونن که ملت ممکنه که ازشون رو برگردونن و این مطمئناً در آینده به ضررشون میشه.




