Archive for the ‘روز’ tag
روزی که استیو رفت و چیزی که از او به جا ماند
امروز روز بدی بود؛ یه روز ناراحت کننده و غمگین برای خیلی از ما. استیو جابز رفت! به نظر خیلیا، این آدم یکی از تاثیرگذارترین مدیرها و کارآفرینای دنیای تکنولوژی به حساب میاد. کسی که عامل تحولات مثبت زیادی توی چندین حوزه متفاوت بود.

آدمای زیادی معتقدن دیگه به این زودی کسی مثل استیو پیدا نمیشه!
استیو جابز از زمانی که اپل رو تاسیس کرد، همیشه با خلاقیت و پشتکار جلو رفت. حتی این هفت سالی هم که سرطان لوزالمعده آزارش میداد، کم کار نکرد. چهره ای که ازش تو ذهن خیلی از ما حک شده، شاید یه شخصیت خلاق، شوخ، جدی، فعال و کارآفرینه که ممکنه برخورداری همزمان از تمام این صفات، آرزوی آدمای زیادی باشه. و همینطور هم هست. خیلیا از زندگی استیو الهام گرفتن و خیلیا حتی اون رو سرلوحه زندگیشون قرار دادن. و همه بهش احترام میذارن.
شاید واقعاً سالها بگذره و آدمی مث اون پیدا نشه، اما مسلماً تاثیری که روی دنیا و افکار خیلی از ما گذاشت، از ذهن هیچکس پاک نمیشه و سالهای سال با ما میمونه.
کاش این مرد حداقل ده سال دیگه زندگی میکرد تا بیشتر ازش یاد میگرفتیم. اما رفت! هر چند که تاثیر وجود استیو روی زندگی ما، برای همین چند دهه ی کوتاه هم، اینقدر زیاد هست که شاید تا دهها سال دیگه هم برای بسیاری از ما زنده به حساب بیاد.
اما امروز باید بگیم خداحافظ استیو جابز؛ دل ما برات تنگ میشه و میراثی که برامون گذاشتی جاودان خواهد بود.
اگه زمین بیشتر از یه قمر داشت!؟
تا حالا شاید هزار بار ماه رو دیدیم. در حالتهای مختلف. وقتایی که هلاله، قرصش کامله و وقتایی که نیمهس. اما شاید کمتر کسی باشه که اونطوری که من اون شب ماه رو دیدمش، بهش نگاه و در موردش فکر کرده باشه.
چند شب پیش، وقتی داشتم برمیگشتم خونه، نگاهم افتاد به ماه. نصف ماه دیده میشد و نصف دیگهش پیدا نبود. اما نکتهای که توجهم رو جلب کرد، این بود که قسمت بالای ماه (نسبت به خط افق) نورانی بود! کاری ندارم که دلیلش چی بوده و چرا اینطوری شده بود. اما نمیدونم چرا این مورد یه دفه این ذهنیت رو برام ایجاد کرد که چرا یه دونه ماه داریم و اگه دو تا داشتیم چی میشد؟
به همین بهونه کلی نشستم خیال پردازی کردم. البته داداشمم آوردم تو خط و ازش پرسیدم که چی میشد اگه دو تا ماه داشتیم تو آسمون؟ اونم همراهم شد. مساله براش جالب شد.
تو آسمون یه ماه داریم، اما تا حالا به این مساله فکر کردی که قمر دومی زمین می تونست چطوری باشه؟ میتونست چقدر نزدیکتر، دورتر، بزرگتر یا کوچیکتر باشه؟ فک میکنی یه قمر دیگه برای زمین، میتونست چه افسانهها، خرافات و حتی تقویمهای دیگهای رو به وجود بیاره؟ چه سنتها و چه آداب و رسومی میتونست شکل بگیره و روند تغییر و زندگی آدما و قومیتها و کشورها چقدر میتونست تحت تاثیر این هووی خیالیِ ماه قرار بگیره؟ چه جور خسوف و کسوفهایی میتونست شکل بگیره؟ چه تغییراتی توی زمان، روز و شب، جزر و مد، فصلها و حتی سرعت و مسیر گردش زمین میتونست داشته باشه؟ بدون شک تاثیر میذاشته. اما مثبت یا منفی؟
شاید الان بگی خب اگه تاثیرش مثبت بود، قمر دوم و حتی سومی هم وجود داشت. پس حتماً لازم نبوده یا حتی میتونسته مضر باشه برامون.
کلاً خیالپردازی در این موارد زیاد میاد سراغم ولی این اولین باره که دارم مینویسمش. ولی اگه همچی چیزی میخورد به سرت، فکر میکنی چه چیزای دیگهای میتونست اتفاق بیفته؟



